پنج شنبه, 24 آبان 1397

گزارش و مصاحبه

نشست صمیمانه با دهیار جوان و پرتلاش روستای صدخرو

نشست صمیمانه با دهیار جوان و پرتلاش روستای صدخرو

موقعیتی بوجود امد تا باآقای احمدی نسب ، دهیار جوان و پرتلاش روستای صدخرو گپ و گفتگویی کوتاه  در...

مصاحبه با آقای سالاری کیا ،رئیس بانک صادرات شعبه صدخرو

مصاحبه با آقای سالاری کیا ،رئیس بانک صادرات شعبه صدخرو

  بانک صادرات شعبه صدخرو ، به عنوان یکی از بانک های موفق در سطح کشور معرفی شده است . در خصوص چگ...

هنر چیزهای زیادی به بنده آموخت

هنر چیزهای زیادی به بنده آموخت

گفت و گویی با سعید خدایی کارگردان و مستند ساز

فرهيختگان و مشاهير

زندگینامه شیخ شهید محمد علی صدخروی ملقب به حسام الشریعه

زندگینامه شیخ شهید محمد علی صدخروی ملقب به حسام الشریعه

  نوشته حاضرتحقیقی است از دوست عزیزمان جناب آقای محمد امین حسامی که به معرف...

فاضل خراسانی عالم عالی‌قدر حوزه

فاضل خراسانی عالم عالی‌قدر حوزه

  محمدعلی فاضل خراسانی، از علمای نامی حوزه در هفتم ربیع الثانی سال ۱۳۴۲ هج...

حجت الاسلام والمسلمين صالح غفاري

حجت الاسلام والمسلمين صالح غفاري

  هرجا از بندگان صالح خدا ذکر و یادی شود و برکات آنجا نازل می شود.بندگانی...

محرم، عاشورا و عاشورائیان

در مکتب امام حسین(ع)

در مکتب امام حسین(ع)

  يكى از وقايع تكان دهنده كربلا كه اوج مظلوميت امام حسين و يارانش و از آن ط...

برگزاری زیارت عاشورا ویژه ماه محرم در صدخرو

برگزاری زیارت عاشورا ویژه ماه محرم در صدخرو

مراسم زیارت عاشورا همراه با عزاداری و سینه زنی به مناسبت ماه محرم و ایام سوگواری...

صدخرو آماده استقبال از ماه محرم است

صدخرو آماده استقبال از ماه محرم است

با نزدیک شدن به ایام محرم ، مساجد هیئت های عزاداری صدخرو جهت برگزاری مراسم عزادا...

کتاب آيين هاي عزاداري سبزوار تدوين شد

کتاب آيين هاي عزاداري سبزوار تدوين شد

مسئول حوزه پژوهشي اداره ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري سبزوارگفت: کتاب...

گزارش تصویری از مراسم عاشورای حسینی در صدخرو

گزارش تصویری از مراسم عاشورای حسینی در صدخرو

گزارش تصویری از مراسم عاشورای حسینی در صدخرو

حضور معاون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، فرماندار داورزن، بخشدار بخش مرکزی و جمعی از مسئولین محلی در مراسم عزاداری امام حسین(ع) در حسینیه صدخرو

حضور معاون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، فرماندار داورزن، بخشدار بخش مرکزی و جمعی از مسئولین محلی در م...

به گزارش  پایگاه خبری و اطلاع رسانی صدخرو (صدخرو نیوز)  ،مراسم باشکوه...

سلامت

روش جدید شناسایی فوری عسل تقلبی

روش جدید شناسایی فوری عسل تقلبی

ایسنا: محققان دانشگاه تربیت مدرس طی یک طرح پژوهشی برای نخستین بار با استفاده از سامانه ماشین بینایی...

چند نکته در باب مراقبت از پوست در تابستان

چند نکته در باب مراقبت از پوست در تابستان

بیشتر مردم در روزهای سرد و خشک زمستان، با استفاده از کرم های مخصوص سعی می کنند طراوت و سلامت پوست خ...

معجزات قرآن – زیتون وانجیر شگفت‌انگیز

معجزات قرآن – زیتون وانجیر شگفت‌انگیز

  انجیر از میوه‌هایی با قند بالا است که مانع از افت قند خون شده، همچنین دانه‌های این میوه مانع...

20 راهکار برای تغذیه درست در ماه رمضان

20 راهکار برای تغذیه درست در ماه رمضان

20 راهکار برای تغذیه درست در ماه رمضان      ماه رمضان، ماه نیایش با خداست. بهتر است...

آشنایی با 10 خاصیت شگفت‌انگیز هندوانه برای سلامتی

آشنایی با 10 خاصیت شگفت‌انگیز هندوانه برای سلامتی

 هندوانه منبع طبیعی از بهترین آنتی‌‌اکسیدان‌ها بوده که طبیعت فراهم کرده است. آنتی ‌اکسیدان‌هایی...

شهداي روستاي صدخرو

تبليغات

صدخرو-نيوز
تعمیرگاه-قاسم-نژاد

محمد قمی فر

مقدمه

 در فضيلت زيارت امام حسين (ع) در روز عاشورا ، روايات و احاديث زيادي نقل شده است ، ازجمله روايتي كه از امام باقر (ع) در ابتدا و مقدمه زيارت عاشورا آمده است و ثواب ملاقات خداوند در روز قيامت را همراه با دو هزار حج و دوهزار عمره و دوهزار جهاد به زوار مخلص آن حضرت بشارت داده است .

خاصه آنكه اين حج و عمره و جهاد از ثواب اعمالي برخوردار است كه در خدمت رسول خدا (ص) و ائمه طاهرين باشد . يعني هيچ انحراف و توسل به غير خدا در انجام اين اعمال وجود نداشته و از ثواب كامل برخوردار گرديده است .

از امام صادق (ع) هم روايتي در كامل الزيارات آمده است كه مضمون آن چنين است:

“ همانا زيارت حسين (ع) از هر عمل پسنديده اي ارزش و فضيلتش بيشتر است ، زيرا اين زيارت در حقيقت ، مدرسه اي بزرگ و عظيم است كه به جهانيان درس ايمان و عمل صالح مي دهد و گوئي روح را بسوي ملكوت خوبي ها و پاكدامني ها و فداكاري ها پرواز مي دهد.

هرچند عزاداري و گريه بر مصائب امام حسين (ع) ارزش و معياري والا دارد لكن بايد دانست كه همه اين زيارات ، گريه ها و غم گساري ها ، فلسفه دين داري ، فداكاري و حمايت از قوانين آسماني را به ما گوشزد مي كند.

هدف اين برنامه هاي انسان ساز جز اين نيست و نياز بزرگ ما از درگاه حسيني آموختن انسانيت و خالي کردن دل ، از هر چه غير خداست .

بحول و قوه الهي هدفمان  آن است که  برداشتي عارفانه از زيارت معروفه عاشورا را ارائه کنیم و بر اين اساس از نظرات مفسران و صاحب نظران ، استفاده نموده سعي به بالابردن شناخت در محتواي مطالب داشته ايم .

از خداوند متعال مي خواهيم ما را به ولايت ائمه اطهار خاصه صاحب اين زيارت محشور بگرداند و با هدايت و كرامت خود به ما معرفت و شناخت بيشتر عنايت فرمايد تا شايد به بركت اعتصام به عترت ، تقرب خداوند میسّرگردد. انشاء الله

 

 برداشت كلي

 با صلوات بر پيامبر اعظم ، محمد بن عبدالله (ص)

آنچه به عنوان نكات برجسته زيارات ، بخصوص زيارت عاشورا ، مورد توجه محققين و مفسرين مي باشد ، توجه و تاكيد خاصي است كه به جهت گيري مكتبي انسان اشاره داشته است ، كه در نهايت بيان كننده ديدگاه و جهان بيني فرد است كه از لوح دل عشاق به زبان جاري شده و مداومت بر آن اعتقاد كه ملكه ی نفس آدمي می گردد ، علاوه بر هدايت عملي انسان ، بعنوان هشدار و تذكر بر او جلوه مي كند تا با اعلام وابستگي فرد موحد ، مشخص كننده جبهه و مرام اعتقادي وي باشد و او را از ديگران متمايز نمايد .

بديهي است وقتي فرد خود را به يك گروه و جريان فكري مي سپارد آنهم گروه و جبهه تاييد شده اي كه هدايتِ امامت را به دنبال داشته و با قبول ولايت ، زندگي دنيوي و اخروي خود را بيمه  مي نمايد، حتما فرد به فكر وادار مي شود كه گروه مورد نظر چگونه گروهي است ، خصوصيات اين گروه كدامند و چه ويژگيهائي دارند ، او به عنوان يگ پيرو بايد چه ويژگيهائي داشته باشد .

برابر  اين آگاهي با مشخص نمودن موضع خويش سعي در تقويت راه و مرام خويش خواهد داشت .

اصولاً مشخص كردن جبهه اعتقادي فرد ، داراي ضرورتي حتمي و واجد اهميت بسيار است و فرد با تعيين اين جبهه به كم و كيف كار خود در قالب زمان آگاه شده ، قدرت تشخيص و تميز پيدا مي كند و به عنوان يك وظيفه به تعهدات مكتب اعتقادي خويش وفادار خواهد ماند .

همه اين مسائل مي تواند انسان را از پوچ گرائي و بي هدفي نجات داده و حقيقت و حقانيت وجود زندگي را به او بنماياند .

زيارت عاشورا داراي چنين خصوصيت مهمي است كه فرد موحّد در فرازهاي گوناگون آن ، مرتب از علاقه و علل وابستگي خود به جبهه حق و برائت و عدم پيوستگي خود  نسبت به جبهه باطل سخن مي گويد و خود را با تمام وجود آماده و تشنه هر گونه همراهي و همكاري و فداكاري در راه حق و مقابله و مبارزه باطل اعلام مي دارد .

 تفسير زيارت عاشورا

 شيخ ما ثقه الاسلام نورى رحمه الله فرموده : اما زيارت عاشورا ، پس در فضل و مقام آن بس كه از سنخ ساير زيارات نيست كه به ظاهر از انشاء و املاى معصومى باشد هر چند كه از قلوب مطهره ايشان چيزى جز آنچه از عالم بالا به آنجا رسد بيرون نيايد بلكه از سنخ احاديث قدسيه است كه به همين ترتيب از زيارت و لعن و سلام و دعا از حضرت احديت جلت عظمته به جبرئيل امين و از او به خاتم النبيين صلى الله عليه و آله رسيده و به حسب تجربه مداومت به آن در چهل روز يا كمتر در قضاى حاجات و نيل مقاصد و دفع اعادى بى‏نظير است 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم

اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ(السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللَّهِ وَ ابْنَ خِيَرَتِهِ) السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ‏السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ‏السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَالسَّلاَمُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ عَلَيْكُمْ مِنِّي جَمِيعاً سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ

در اولين فراز زيارت عاشورا ، عبارات سلام جلوه گر است . با سلام بر امام حسين (ع) علاوه بر اداي احترام و خضوع و خشوع خود ،ارتباط با امام شهيد را با گروهي از حق طلبان  (جبهه حق)مشخص        مي كنيم تا اعتقاد خود را كه همان محتوای سلام است اظهار نمائيم.

سلام بر حسين(ع) فرزند رسول خدا، علي مرتضي،زهراي اطهر (رهبران بزرگ نظام توحيد و انسان هاي كامل)و سپس بر خوني كه خدايش خونخواهي،خون تو خواهد كرد و پسر كسيكه خدا خونخواه اوست.   

با فهم كلمه ثار در اين زيارت و ديگر دعاها برجسته ترين جبهه گيري تاريخي اجتماعي را اعلام    مي نماييم و وراثت وي را بعنوان حجت خدا در زمين ،رهبر بزرگ نظام توحيدي وارث رسولان و  ابلاغ كنندگان و پيام آوران نظام توحيد را مطرح مي نماييم.

و سلام بر كشته اي كه خون كسانش ريخته شده است.اين جمله مي تواند ، ما رابه خصوصيات و چگونگي عمل رهروانش آگاه نموده، الگوي عملي ما در زندگي دنيوي باشد تا بفهميم چگونه مي توان ياور حسين شد و چه سان ياوري او را به انجام رساند .

ما در اين زيارت به حسين (ع)بعنوان فرزند رسول خدا و فرزند اميرالمومنين و فرزند بهترين زنان عالم سلام مي دهيم.

سلامي نه بر مبناي مسايل و خصوصيات خانوادگي و خوني ونژادي كه در اسلام جايي ندارد و بلكه سلام در اين مفهوم به حسين (ع)يعني وارث ارثيه حقيقي و با شكوه و با عظمت آنها كه رهبري الهي و امامت توحيدي آنها جز يقين ثابت ،اخلاص ، شرافت ، صبر و صفا و….  جایگاه دیگری ندارد .

زائر در اين جا بيان مي كند كه جبهه اعتقادي وي در تاريخ كدام است ، از زمره ی چه كساني است و از چه كساني مي خواهد باشد .

مفسرين نوشته اند اين فراز از دعا فراز تصديق است و منطبق بر قسمت اثبات و تصديق كلي“ لا اله الي الله” ،  چرا كه در جملات بعدي از واقعه كربلا بعنوان بزرگ ترين مصيبت وارده بر خود و به جميع مسلمانان از همان زمان تا زمان هاي بعدي و حتي تا فرداها وحتي به عنوان بزرگ ترين مصيبت براي اهل آسمان ها ياد مي كند .

اين تصديق يك تصديق عادي نيست بلكه يك اعتقاد قوي است كه نفي و طرد كساني را مطرح می کند  كه روبروي حسين (ع) و مكتب او قرار گرفته اند.

مي خواهد بگويد : “ نمي شود گفت هم حسين حق بود و هم يزيد ”

و هيچ توجيهي هم بر دغل كاري و نيرنگ هاي يزيدي نمي توان افزود تا اعتقادش  به پوچي  متمايل نشود .

بنابر اين توجه است كه با خاتمه فراز تصديق ، فراز نفي خود را  همزمان آغاز مي كند .

يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِيبَةُ بِكَ (بِكُمْ) عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ الْإِسْلاَمِ‏وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِيبَتُكَ فِي السَّمَاوَاتِ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ

رزيه در اصل به معني نقص است و مصيبت ، لابد به نقيصه در اموال و انفس و ثمرات خواهد شد .

زائر در اين قسمت وسيع بودن حركت و قيام را متذكر مي شود و بر بزرگي مصيبت بر خود و جميع اهل اين مصيبت ( اهل اسلام )تا كيد مي كند و مي خواهد اعلام كند قيام امامش ، قيام يك فرد و گروه اندك نيست ، كه اين مصيبت بر فرشتگان و گروه هاي طرفدار توحيد كه مقام قرب خداوند را دارند و بر تمام مسلمانان بسيار سنگين و غير قابل تحمل است .

و اما فراز نفي كه پس از فراز تصديق شروع مي شود با عبارت فَلَعَنَ اللَّهُ شروع مي شود.

فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ‏وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقَامِكُمْ وَ أَزَالَتْكُمْ عَنْ مَرَاتِبِكُمُ الَّتِي رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فِيهَاوَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدِينَ لَهُمْ بِالتَّمْكِينِ مِنْ قِتَالِكُمْ‏بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَ (مِنْ) أَشْيَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ وَ أَوْلِيَائِهِمْ‏

بلي نفي و بيزاري بر گروهي كه طراح و بنيان گذار ظلم و جور هستند و نه تنها اين برائت و بيزاري شامل سردمداران ظلم و جور مي شود بلكه همه ي آنها كه مقام و منزلت شما را نديده گرفتند و بر كشتن اولاد و اكباد شما قيام كردند حتي زمينه چينان و نه تنها آنها ، كه همه پيروان آنها ، و دنبال كنندگان مشي و مرام آنها و حتي دوستان آنها هستند .

و اين تسلسل نه تنها زمان فرزند رسول خدا را شامل مي شود ، بلكه همه اعصار و قرون ، هر جا كه نداي مظلوميت است و آنها كه با هر وسيله به ياري كفر مي شتابند ، مورد نفرت من هستند و خود در اين جبهه نمي خواهم باشم .

اين اعلام ، آگاهي و قدرت تميز فرد را به دنبال دارد ، يعني من كه بيان ظلم و جور را  نفرين و  لعنت مي كنم ، و خود را حق طلب معرفي مي كنم قدرت تشخيص دارم و معتقد به نظام توحيدي و عدل و داد خداوندي و معتقد به معاد هستم و اين اعتقاد مرا به حراست و دفاع از آيين و نظام حق فرا مي خواند ، اعتقادي كه در زمان نمي گنجد بلكه تا روز قيامت ادامه خواهد داشت .

و حتماًدر كنار هر حق و هر بيداد افرادي هم هستند و من به عنوان يك مريد نه تنها با حق خواهان عالم موافقت دارم ، بلكه در صلح و سلامتم با هركس كه با شما در صلح باشد ، و جنگ و جهادم با كساني است كه با شما در مبارزه باشند .

يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ

اين فراز هم در دنبال فراز هاي قبلي است و مؤيد همان اصل توحيدي “لا الله الي الله” مي باشد. مبتني بر ايده و موازين قرآني ، آنجا كه مي خوانيم :

محمد رسوال الله الذين اشداء علي الكفار رحماء بينهم

در اين جا  مي خواهد بگويد كه درمسیرحركت كردن ، همان جهت حركت به سوي خداوند را انتخاب نموده است ( كمال مطلق) و اين همراهي و همكاري با حسين (ع) با هر كسيكه با حسين (ع)  سر همكاري و همراهي داشته باشد ، ادامه خواهد داشت و مبازره دائمي ما با كساني است كه با حسين(ع)  و با همراهان امام حسين (ع) سر مخالفت داشته باشند .

در واقع زائر مي گويد :

“ در گيري دائمي پيروان حق با سر سپردگان باطل ، تا روز قيامت ادامه خواهد داشت ”.

قرآن كلام وحي هم،  به صورت هاي گوناگون از اين مبارزه حرف زده است و اورا به چنين كاري موظف و مسئولش دانسته است .

وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِيَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنِي أُمَيَّةَ قَاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً (شَمِراً)وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسْرَجَتْ وَ أَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتَالِكَ

در اين فراز از دعا همان نفي و طرد را مي بينيم ، اما اين بار به نمونه هاي تاريخي ظلم و جور، اشاره مي كند تا عيني تر با موضوع برخورد كنيم و به عنوان درس عبرتي در مقابل خود ، پويندگي و وابستگي خود را در راه حق و حقيقت قرار دهيم . اينجا مي خواهد تسلسل باطل را از توطئه گران ، سردمداران و رده هاي ستادي كفر تا آنها كه زمينه سازي شركت نيروهاي الحادي را در برابر حق داشته اند بنماياند و با بيزاري از آنها به خود هشدار دهد كه مبادا روزي در يكي از اين منجلاب ها گرفتار شوي  .

بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي‏لَقَدْ عَظُمَ مُصَابِي بِكَ فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَ مَقَامَكَ وَ أَكْرَمَنِي (بِكَ)أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي عِنْدَكَ وَجِيهاً بِالْحُسَيْنِ عليه السلام فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِيَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ وَ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ‏وَ إِلَى فَاطِمَةَ وَ إِلَى الْحَسَنِ وَ إِلَيْكَ بِمُوَالاَتِكَ ‏وَ بِالْبَرَاءَةِ

(مِمَّنْ قَاتَلَكَ وَ نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ‏وَ أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ) مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ ذَلِكَ وَ بَنَى عَلَيْهِ بُنْيَانَهُ‏وَ جَرَى فِي ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى أَشْيَاعِكُمْ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكُمْ مِنْهُمْ‏وَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ إِلَيْكُمْ بِمُوَالاَتِكُمْ وَ مُوَالاَةِ وَلِيِّكُمْ‏وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ النَّاصِبِينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَشْيَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ

اين فراز در حقيقت در طول و ادامه ي فراز هاي اول و سوم است كه در ابتدا نه تنها خود را فدائي محسوب مي كند كه بهترين عزيزانش ( پدر و مادر) را در راه ولايت او ، و در مصيبت بزرگ او فدا مي آورد وآرزوي انتقامجوئي و خونخواهي آن امام شهيد را از خداوند مي خواهد ، در حالي كه نمي داند اين خود خداوند است كه مقام حسين (ع)  را بزرگ داشته و خونحواه اوست .

پس خود را در ولايت و زعامت امامي مي خواهد ، پيروزمند و از خانواده ي عصمت و طهارت ، تا خداي نكرده ضعف و لغزش در اين راه توحيدي با او قرين نشود .

زائر عزت و آبروي خويش را در حين تقرب خداوند  به شفاعت و حق حسين  (ع)  طلب مي كند و  مي خواهد با تقرب به خداوند و نزديكي به رسول اكرم  (ص)  و امير المومنين  (ع) و فاطمه  (س) و    امام حسن  (ع) پايه هاي اعتقادي و عملي رفتار خويش را مشخص و مؤيد سازد و براي تصديق بيشتر  بر اين مدعا با لعن و نفرين و بيزاري جستن از بنيانگذاران ظلم ، حركت توحيدي و مشخصه پويندگي خويش را با قرار دادن الگوهاي مجسم اعلام نمايد ، تا همراه و همدل ظلم ستيزان گردد.

او پس از تميزِ حق و باطل مي خواهد محدوده ی عملي و رفتاري خود را هم اعلام و مبارزه ي دائمي خود را پيش رو داشته باشد تا وابستگي ها و علقه ها نتواند اورا بي تفاوت و بي احساس بار آورد ، بنابراين ملاك هاي دوستي و دشمني خود را اعلام مي نمايد .

إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ وَ وَلِيٌّ لِمَنْ وَالاَكُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاكُمْ‏فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَنِي بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ مَعْرِفَةِ أَوْلِيَائِكُمْ وَ رَزَقَنِي الْبَرَاءَةَ مِنْ أَعْدَائِكُمْ‏أَنْ يَجْعَلَنِي مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَنْ يُثَبِّتَ لِي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِوَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ‏وَ أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِي (ثَارَكُمْ) مَعَ إِمَامٍ هُدًى

(مَهْدِيٍّ) ظَاهِرٍ نَاطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْكُمْ‏وَ أَسْأَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِي لَكُمْ عِنْدَهُ أَنْ يُعْطِيَنِي بِمُصَابِي بِكُمْ أَفْضَلَ مَا يُعْطِي مُصَاباً بِمُصِيبَتِهِ‏مُصِيبَةً مَا أَعْظَمَهَا وَ أَعْظَمَ رَزِيَّتَهَا فِي الْإِسْلاَمِ وَ فِي جَمِيعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ (الْأَرَضِينَ)

پس از تكرار جمله ي “‌من در صلح هستم با هر كه مسالمت دارد با شما و در جنگم با هر كه بجنگد با شما و … ” تأييدي ديگر بر انتخاب راه و جهت زندكي و حركت اوست .

در اينجا زائر خود را يك گام جلو تر مي بيند ، او خود را در حالي مي بيند كه محبت خداوند نصيب  او شده و معرفت و شناخت ائمه و دوستان ائمه را شامل حال خود مي بيند كه به عنوان رزق و روزي او بهترين جهت گيري در زندگي ، به او اكرام شده است .

وي مي خواهد بجهت اين كرامت ، حركت عاشقانه اش را در دنيا و آخرت در مسير رضاي خداوند قرار دهد يعني حقيقتاً خود را به او بسپارد و قدم هاي صادق و مخلصانه ي خود را در راه اعتلاي هدف راستينش ، كه با ائمه مطابق و هم جهت  است ، ثابت و استوار گرداند  .

و حالا پس از اين دوفيض عظمي ( شناخت و معرفت ائمه و بيزاري از دشمنان) از خداوند مي خواهد مقام محمود و پسنديده اي براي او قرار دهدو اورا چون خود ، خون خواه خون حسين(ع) قرار دهد با    هدايت گر و امامي ظاهر ،  گويا  و به حق ، از دودمان عترت و رسالت كه در نهايت هدايت راه را به عهده داشته و رسالت بزرگشان راهنمائي انسان ها است .

مقام محمود طلب شده از خداوند همان ولايت مطلق محمدي است و هنگامي  به دست مي آيد كه هدف و غرض از بعثت از مسير دايره ولايت مشخص و به يقين تبديل شده و انتشار ايمان در قلوب مستعده جاري شود تا بتواند ظلم و عصيان را از قلب شخص ريشه كن سازد ،

طلب درك اين مقام منجر به دولت سعيده و طلعت رشيده اي است كه همواره آرزومنديم و سپس طلب خون خواهي كه اين حالت تقرب كامل به خداوند است و يا در اصطلاح “خدا گونه شدن” كه وراثت ثارالله به او برسد .

اين درخواست در نهايت تشويش و تضرع است و هنگامي كه بهترين اجر و ثواب را براي اين مصيبت بزرگ طلب مي كند در حقيقت طلب شفاعت و توسل است كه به حق شرف و فضل ثابت را براي اين خانواده از جانب خداوند مي بيند ،لذا مي خواهد با توسل و ايجاد رابطه توسط مقربي مؤيد به قرب بيشتر ذات باريتعالي نائل آيد .

چه ارزشمند است اين شناخت و اين درخواست !! در حقيقت عاشق در طلب وصال مولا مي سوزد و از سوختن دل ، حلاوت و طراوتي بدست مي آيد كه هركز به وصف نيايد.

اقرار مكرر به بزرگي مصيبت و نقصاني كه در جامعه حادث شده و اين مصيبت مطلق موجودات (جَمِيعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ )را شامل شده است كه بزرگي و گستردگي مصيبت ديدگان نشان از بزرگي مصيبت و عظمت مقامي است كه با شهادت خود بزرگترين درس ها را آموخته است .

زائر در اين مقام به وجد مي آيد و كراماتي را درك مي كند  و اكنون در جوشش و سوز عشق بي منتهايش درجات و عنايات بالاتر خداوند را طلب مي كند كه فراز آن دعا چنين است .

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي مَقَامِي هَذَا مِمَّنْ تَنَالُهُ مِنْكَ صَلَوَاتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

دراين فراز عارفانه ترين شناخت ها حاصل شده و مي خواهد نتيجه ي عزاداري بر حسين(ع) را به دل سوختگان بشارت دهد .

بالاترين خيرها ، موقعيت و مقام رشيدي است كه انسان را در عروج عاشقانه اش به سوي خدا خالص گرداند ، تا همچون پيامبر اكرم(ص) لايق صلوات خداوندي گردد و اكنون زائر مقامي از خداوند  مي خواهد كه مورد تاييد خداوند قرار گيرد.

اين درود و سلام يك ذكر اختصاصي است كه زائر مي تواند با آن آمرزيده  شود ورحمت خاص خداوندي را نصيب خود سازد كه در حقيقت اين نهايت كمال است ، وكمال بالاتري از قرار گرفتن در دايره رحمت خاص خداوندي را متصور نخواهيم بود.

در اين مقام انسان به معناي خليفه الهي خود مي رسد وحتماً جايگاه متعالي خود را بايد در اين روش پيدا نمايد تا در ادامه ي اين مقام جاودانه شدن را از خدا بخواهد.

جاودانه شدن همراه با حيات و مرگي نشات گرفته از ايمان و عمل صالح همانند زندگي اسوه ي مخلوعات عالم حضرت نبي خاتم (ص).

چنين درك مي شود كه نهايت فيض و رحمت در جمله جمله ي اين  دعا همراه با اتكال به خداوند ، رسول گرامي اسلام (ص) و عترتش مطرح است تا زائر بداند راه سهمگين است و بايد در اين راه هادي و هدايت گري همراه داشت و آن راهنما ،  همانند و همدلي جز برگزيده ي پيامبران حضرت خاتم الانبياء نيست كه خداوند انشاءالله به طالبان عطا نمايد .

اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا يَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ (فِيهِ) بَنُو أُمَيَّةَ وَ ابْنُ آكِلَةِ الْأَكْبَادِاللَّعِينُ ابْنُ اللَّعِينِ عَلَى (لِسَانِكَ) وَ لِسَانِ نَبِيِّكَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)فِي كُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فِيهِ نَبِيُّكَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)

خدايا روز روزي است كه جشن گرفته اند آنرا بني اميّه ،پسر زن خورنده ي جگرهاي انسان و سپس انها را به صفت لعنت شده و پسر لعنت شده ياد ميكند و اين لفظ از كلام و حلقوم نبي اكرم (ص) مستفاد شده است كه درود خدا براي اوست و در هر موقعيّت و مكاني كه وي انتخاب نمود و اين تاييدي است از زبان رسول امين حضرت محمد بن عبدالله(ص) بر لعن امّت كفر  .

اللَّهُمَّ الْعَنْ أَبَا سُفْيَانَ وَ مُعَاوِيَةَ وَ يَزِيدَ بْنَ مُعَاوِيَةَ عَلَيْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ أَبَدَ الْآبِدِينَ‏وَ هَذَا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيَادٍ وَ آلُ مَرْوَانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ)اللَّهُمَّ فَضَاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَ الْعَذَابَ (الْأَلِيمَ)

سپس لعن و نفرين جاو دانه ي خداوند را بر رده هاي ستادي كفر بياد مي آورد و اين بار هم نام آنها را متذكّر مي شود ، دو علّت اين نفرين را هم مي آورد كه چه گوهرهاي گرانبهايي در اين روز به ظاهر كشته شده و آل زياد و مروان بر اين جنايت شادي كردند .

پس افزايش لعن و نفرين را و عذاب را از خداوند بر آنها مي خواهد  اينجا تأييد ديگري بر درك ميزان فاجعه و مقدار تألم است .

زائر در اينجا دقيقاً آگاه است كه چه ثلمه اي بر جهانيان وارد شده است و چگونه ركن و ستون استوار دين اسلام را ذبح شرعي كرده و بر آن تبليغات راه انداخته اند.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي مَوْقِفِي هَذَا وَ أَيَّامِ حَيَاتِي‏بِالْبَرَاءَةِ مِنْهُمْ وَ اللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ وَ بِالْمُوَالاَةِ لِنَبِيِّكَ وَ آلِ نَبِيِّكَ (عَلَيْهِ وَ) عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ

زائر در اينجا باز هم درخواست تقرّب به خداوند دارد خاصّه در اين روز (عاشورا)و در موقعيّت موجودي كه واقع شده است .

او به آگاهي رسيده است و آينده ي خودرا كه تو أم با عشق و سوز ولايت مي باشد با بيزاري جستن از آنها (سران كفر)و با دوستي و ولايت پيغمبر (ص) و خاندان پيغمبر (ص) ترسيم مي نمايد  .

او اكنون خط ظلم و جور را از حقيقت كاملاَ باز شناخته و به يقين كامل رسيده است و چنين است كه عاشق بايد بسوزد تا سوز ولايت در قلب و دل اوخاموش نگردد و پشتوانه ي محكمي بر ادامه ي راه او باشد .آنگاه بايد با آمادگي تمام در لعن و نفرين اوّل ظالم بحقّ محمّد(ص) و آل محمّد بكوشي و اين مرام را تبليغ كني تا به تبرّي رسيده باشي.

غرض از تولّي و تبرّي در اين زيارت مشايعت و متابعت واقعي از اهل البيت و قوام به اين دو ركن است كه مي بينيم بصورت متعدده ابراز شده است و خطاب هاي گوناگون را دارا مي باشد.

اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذَلِكَ‏اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصَابَةَ الَّتِي (الَّذِينَ) جَاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَ شَايَعَتْ وَ بَايَعَتْ وَ تَابَعَتْ (تَايَعَتْ) عَلَى قَتْلِهِ اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمِيعاً

در اين فراز لعنت اوّل را به ظالم و ظلم کننده برحقوق حقه پیامبر و آل او  و در آخر بر پيروان گروه كفر ترسیم می کنیم و ريز و درشت همراهان ،همقطاران و همكاري كنندگان را لعنت مي كنيم و از خداوند مي خواهيم اين مجموعه را قرين لعنت قرار دهد .

در اصل اين بيان بعد از معرفت و شناخت كامل به اهل حق و باطل صورت مي گيرد وآنقدر تكرار در بيانات زيارت هست كه انسان را هدايت و مددكار باشد تا خداي را با معرفت عارفانه ي خويش ياد كند و اين را كرامتي بزرگ و وسيله اي عظيم براي نيل به مقام ارزشمند انسانيّت بداند .

اين فرازها در انسان احاطه به مقام حسين عليه السّلام ايجاد نموده او را بر اسرار و باطن ها و ضمائر مقام عصمت و طهارت به حدّي كه طاقت بشر اقتضا كند آگاه مي كندسپس با اطلاع بر مراتب كمالات و مدارج عاليه ي امامت از علم وحلم ،تقوي و شجاعت و…به يقين كامل مي رسد و حقا مقام  كمال الايماني را در صورت صدق نيت و عمل به اخلاص پيدا مي كند.

صفاي روح و پاكي قلب مؤمن نياز به ولايت و امامت و توسل به ايشان را ، اينك لمس نموده است و در فضاي عرفاني خويش غرق است و اكنون بايد با اعلام خلاصه ي اعتقاد خود از موقعيّت دعا خارج شده و تاثير عاشقانه آنرا در روزهاي آينده داشته باشد .

اما او از اين اثر دست نخواهد كشيد و باز در مجموعه اي منسجم باسلام بر اباعبدالله متن كوتاهي را چندين مرتبه تكرار مي نمايد.

السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ‏عَلَيْكَ مِنِّي سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُوَ لاَ جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ (لِزِيَارَتِكَ)السَّلاَمُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (وَ عَلَى أَوْلاَدِ الْحُسَيْنِ ) وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ

سلام بر ابا عبدالله (ع) و ارواح مقدسي كه به آستانت در آمدند ، درود خداوند هميشه بر تو باد ، تا هستم درهر  شب و روز …

زائر علاوه بر اين درخواست ، عهد ي كه مخصوص زيارت است ، براي تقويت خود تقاضا  مي كند و مي خواهد كه خداوند اين زيارت را آخرين زيارت او قرار ندهد .

در اين فرازها ، زيارت معني بعيدي دارد و در اصل زائر،  معرفت ، آشنائي و ملاقات خداوند را براي هميشه مي خواهد ، وي به شفاعت و رابطه ی امام بزرگوار خود تاسي مي كند تا شايد جلاي قلوب و شفاء صدور و روشني ابصار بيابد .

او براي درك و كسب فيوضات از هدايت گري امامان غافل نبوده از امام رئوف خود امام حسين(ع)و زينت عبادت كنندگان علي بن الحسين(ع) و اصحاب پاك و دلاور سيد شهيدان چنين درخواستي دارد . تاخود واقف شده باشد كه چگونه فرزند آدمي نه در راه پدر،  بلكه در راه خداوندكه پدر هم پيرو آن است ايثار و فداكاري دارد ، لذا او هم بايد ولايت را به فهم و تعقل بپذيرد و ادامه دهنده ي آن باشد .

زائر سپس آخرين فراز دعا را مي خواند .

اللَّهُمَّ خُصَّ أَنْتَ أَوَّلَ ظَالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنِّي وَ ابْدَأْ بِهِ أَوَّلاً ثُمَّ (الْعَنِ) الثَّانِيَ وَ الثَّالِثَ وَ الرَّابِعَ‏اللَّهُمَّ الْعَنْ يَزِيدَ خَامِساً وَ الْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيَادٍ وَ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ أَبِي سُفْيَانَ وَ آلَ زِيَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ

هر چند مراد از اين چهار نفر معلوم است ، ولي در اينجا قصه ي ظريفي است .

سيدِ محقق شهيد ثالث ، قاضي نورالله شوشتري در كتاب مجالس المومنين در ذيل ترجمه شيخ الطائفه ابو محمدبن الحسن الطوسي ايراد كرده است كه بعضي از مخالفان به گوش خليفه ي عباسي رسانده كه او و اصحاب او ، صحابه را سب مي كنند و كتاب مصباح كه دستور اعمال سنت متجهدان ايشان است ،  بر آن گواهي مي دهد .

خليقه  ، شيخ و كتاب را خواست و توضيح طلب كرد ، شيخ منكر شد و منظور اول ظالم را قابيل ، ثاني را عاقد كشنده ي ناقه ي صالح ، ثالث را قاتل يحيي بن ذكريا و رابع را ابن ملجم مرادي معرفي كرد .

زائر در اين جا براي چندمين بار رده هاي ستادي كفر را مطرح كرده و از آنها بيزاري مي جويد و لعن و نفرين  ، برايشان آرزو مي كند .

اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ لَكَ عَلَى مُصَابِهِمْ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَظِيمِ رَزِيَّتِي‏اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي شَفَاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِوَ ثَبِّتْ لِي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ الَّذِينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عليه السلام‏

آنگاه بايد به سجده رفت و خداوند را به شكرانه ي فيض بزرگ زيارت و معرفت و شناخت ائمه و معصومين و انتخاب راه ،  سپاس گفت ، سپاس و حمدي كه اختصاص به شكر كنندگان واقعي دارد .

زائر در اين لحظه كه اوج درك و دريافت فيوضات رباني است از يادآوري اين مصيبت بزرگ غافل نمي ماند تابه درك عاليه معصومين نائل گردد وشفاعت آنان را به عنوان بالاترين پشتوانه در ورود به جهان آخرت  همراه داشته باشد و بتواند ثابت قدمي خود را اثبات نمايد .

او خلوص ، پاكي و صداقت خودرا به منشاء پاكي ها مربوط مي كند و با حسين (ع) ، اصحاب ، همراهان و بذل كنندگان جان در راه معشوق (راه امام شهيد) همراه مي گرددو آخرين درود خويش را به بركت اين همراهي نثار مي كند . كه براو سلام باد.

قدم صدق در اين جا ، پاي و سابقه فضل است كه چون انسان به اين راه رود به صدق ارادت و حق عقيدت در دنيا و آخرت ، رستگار خواهد بود و بايد اين رستگاري را در امتداد خط سرخ شهادت بجويد و ادامه دهنده ي آن باشد .

اميد كه خداوند ما را هم به لطف و كرم خود اميدوار نمايد و اعمال خالصي براي ما روزي نموده و آن را ذخيره ي آخرتمان قرار دهد . بحق حسين (ع) كه به ياد و مأ تمش اين جريده ي ناقص نگاشته شد .

 

منابع و مأخذ

ــــــــــ

•    برداشت از كتب ادعيه ، راز نيايش منتظران (آيت الله موسوي اصفهاني ) و

•    حسيني ، سيد محمد ، بررسي كوتاهي پيرامون زيارت . تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامي ، 1364   

•    سياهپوش ، سيد محمود ، پرتوي از زيارت عاشورا  .تهران: نشر ابجد ، 1357

•    طهراني ، ابوالفضل ، شفاء الصدور في شرح زياره العاشورا . قم : سيد علي موحد ابطحي ، 1367

•    عزيزي تهراني ،  علي اصغر  ،  شرح زيارت عاشورا  . قم  : نشر دارالصادقين ، 1375

•    محدثي ، جواد  ، زيارت عاشورا ، مقاله چاپ شده در روزنامه جمهوري اسلامي

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

آمار بازدیدکنندگان سایت

امروز
دیروز
ماه گذشته
بازدید کل
162
666
19710
2413153

آی پی شما 54.226.209.201
امروز: پنج شنبه، 24 آبان 1397