پنج شنبه, 24 آبان 1397

گزارش و مصاحبه

نشست صمیمانه با دهیار جوان و پرتلاش روستای صدخرو

نشست صمیمانه با دهیار جوان و پرتلاش روستای صدخرو

موقعیتی بوجود امد تا باآقای احمدی نسب ، دهیار جوان و پرتلاش روستای صدخرو گپ و گفتگویی کوتاه  در...

مصاحبه با آقای سالاری کیا ،رئیس بانک صادرات شعبه صدخرو

مصاحبه با آقای سالاری کیا ،رئیس بانک صادرات شعبه صدخرو

  بانک صادرات شعبه صدخرو ، به عنوان یکی از بانک های موفق در سطح کشور معرفی شده است . در خصوص چگ...

هنر چیزهای زیادی به بنده آموخت

هنر چیزهای زیادی به بنده آموخت

گفت و گویی با سعید خدایی کارگردان و مستند ساز

فرهيختگان و مشاهير

زندگینامه شیخ شهید محمد علی صدخروی ملقب به حسام الشریعه

زندگینامه شیخ شهید محمد علی صدخروی ملقب به حسام الشریعه

  نوشته حاضرتحقیقی است از دوست عزیزمان جناب آقای محمد امین حسامی که به معرف...

فاضل خراسانی عالم عالی‌قدر حوزه

فاضل خراسانی عالم عالی‌قدر حوزه

  محمدعلی فاضل خراسانی، از علمای نامی حوزه در هفتم ربیع الثانی سال ۱۳۴۲ هج...

حجت الاسلام والمسلمين صالح غفاري

حجت الاسلام والمسلمين صالح غفاري

  هرجا از بندگان صالح خدا ذکر و یادی شود و برکات آنجا نازل می شود.بندگانی...

محرم، عاشورا و عاشورائیان

در مکتب امام حسین(ع)

در مکتب امام حسین(ع)

  يكى از وقايع تكان دهنده كربلا كه اوج مظلوميت امام حسين و يارانش و از آن ط...

برگزاری زیارت عاشورا ویژه ماه محرم در صدخرو

برگزاری زیارت عاشورا ویژه ماه محرم در صدخرو

مراسم زیارت عاشورا همراه با عزاداری و سینه زنی به مناسبت ماه محرم و ایام سوگواری...

صدخرو آماده استقبال از ماه محرم است

صدخرو آماده استقبال از ماه محرم است

با نزدیک شدن به ایام محرم ، مساجد هیئت های عزاداری صدخرو جهت برگزاری مراسم عزادا...

کتاب آيين هاي عزاداري سبزوار تدوين شد

کتاب آيين هاي عزاداري سبزوار تدوين شد

مسئول حوزه پژوهشي اداره ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري سبزوارگفت: کتاب...

گزارش تصویری از مراسم عاشورای حسینی در صدخرو

گزارش تصویری از مراسم عاشورای حسینی در صدخرو

گزارش تصویری از مراسم عاشورای حسینی در صدخرو

حضور معاون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، فرماندار داورزن، بخشدار بخش مرکزی و جمعی از مسئولین محلی در مراسم عزاداری امام حسین(ع) در حسینیه صدخرو

حضور معاون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، فرماندار داورزن، بخشدار بخش مرکزی و جمعی از مسئولین محلی در م...

به گزارش  پایگاه خبری و اطلاع رسانی صدخرو (صدخرو نیوز)  ،مراسم باشکوه...

سلامت

روش جدید شناسایی فوری عسل تقلبی

روش جدید شناسایی فوری عسل تقلبی

ایسنا: محققان دانشگاه تربیت مدرس طی یک طرح پژوهشی برای نخستین بار با استفاده از سامانه ماشین بینایی...

چند نکته در باب مراقبت از پوست در تابستان

چند نکته در باب مراقبت از پوست در تابستان

بیشتر مردم در روزهای سرد و خشک زمستان، با استفاده از کرم های مخصوص سعی می کنند طراوت و سلامت پوست خ...

معجزات قرآن – زیتون وانجیر شگفت‌انگیز

معجزات قرآن – زیتون وانجیر شگفت‌انگیز

  انجیر از میوه‌هایی با قند بالا است که مانع از افت قند خون شده، همچنین دانه‌های این میوه مانع...

20 راهکار برای تغذیه درست در ماه رمضان

20 راهکار برای تغذیه درست در ماه رمضان

20 راهکار برای تغذیه درست در ماه رمضان      ماه رمضان، ماه نیایش با خداست. بهتر است...

آشنایی با 10 خاصیت شگفت‌انگیز هندوانه برای سلامتی

آشنایی با 10 خاصیت شگفت‌انگیز هندوانه برای سلامتی

 هندوانه منبع طبیعی از بهترین آنتی‌‌اکسیدان‌ها بوده که طبیعت فراهم کرده است. آنتی ‌اکسیدان‌هایی...

شهداي روستاي صدخرو

تبليغات

صدخرو-نيوز
تعمیرگاه-قاسم-نژاد

برداشتی از دعای 24 صحیفه سجادیه

 دعا برای والدین در نگاه و منظر امام سجاد (علیه السّلام)

          محمد قمی فر

دوره حیات امام سجاد علیه السلام، یكى از سخت‏ ترین و خفقان بارترین دوره‏ها براى اهل‏بیت و ائمه‏ علیهم‌السلام بود و محدودیت‏هاى بسیارى از سوى امویان براى امامان شیعه اعمال مى‏شد. از این رو براى امام سجاد علیه‌السلام زمینه دایر كردن جلسات بحث و تفسیر و فقه و علوم دیگر میسر نبود.

آن حضرت، بسیارى از معارف ناب اسلامى را در قالب دعاهاى صحیفه بیان داشته است. از این رو مى‏ بینیم كه در دعاهاى این كتاب، ظریف‏ترین مباحث خداشناسى، هستى ‏شناسى، عالم غیب و فرشتگان، رسالت انبیا، جایگاه پیامبر و اهل‏بیت ‏علیهم السلام، فضایل و رذایل اخلاقى، حالات خاص انسان، شیوه‏ هاى شیطان در گمراه ساختن مردم، گرامیداشت اعیاد و یوم الله ‏هاى مختلف، مسائل اجتماعى و اقتصادى، اشارات تاریخى و سیره، توجه دادن به مظاهر قدرت پروردگار، یادآورى نعمت‏هاى مختلف خداوند و وظیفه شكر و سپاس، آیات آفاقى و انفسى پروردگار، ادب و آداب دعا، تلاوت، ذكر، نماز و عبادت و ... ده‌ها موضوع مهم دیگر مطرح است. قالب، قالب دعا و نیایش است ولى مضمون، تبیین دین و ارزش‏هاى اخلاقى و معارف قرآنى و وظایف عبادى و آداب بندگى است.

اهمیت صحیفه سجادیه از آنجاست كه امام معصومى همچون حضرت سجاد علیه السلام با خداى خویش با این دعاها راز و نیاز و نیایش مى‏كرده است. صحیفه، كه از آن به «زبور آل محمد» نیز یاد مى‏كنند، هم از نظر گوینده و هم از نظر مخاطب (كه پروردگار است) از ویژگى خاصى برخوردار است. صحیفه سجادیه علاوه بر محتواى عمیق و مضامین متعالى كه در این دعاها نهفته است،

«صحیفه سجادیه» در فصاحت و بلاغت و عمق معانى آن درخور دقت است. سند آن بسیار معتبر مى‏باشد و اهل‌بیت عصمت، پیوسته مواظبت و مراقبت از این كتاب را - كه میراث ارزشمند امام زین العابدین ‏علیه السلام است - به دیگران توصیه مى‏كردند. ([1])

 

(دعای بیست و چهارم)

وَ كان مِن‏دعائِه عليه‏السّلام لِاَبَوَيْهِ عَليهماالسَّلام‏
« براى پدر و مادرش »

 

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ، وَ اَهْلِ بَيْتِهِ الطّاهِرينَ،
خداوندا بر محمّد بنده و فرستاده‏ات و بر خاندان پاكش درود فرست،  
وَاخْصُصْهُمْ بِاَفْضَلِ صَلَواتِكَ وَ رَحْمَتِكَ وَ بَرَكاتِكَ وَ سَلامِكَ،
و آنان را به بهترين درودها و رحمت و بركات و سلام خود مخصوص گردان،
وَاخْصُصِ اللَّهُمَّ والِدَىَّ بِالْكَرامَةِ لَدَيْكَ وَالصَّلوةِ مِنْكَ، يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
الهى و پدر و مادر مرا به كرامت نزد خود و درود از سوى خود اختصاص ده، اى مهربانترين مهربانان.
. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاَلْهِمْنى عِلْمَ مايَجِبُ لَهُما عَلَىَّ اِلْهاماً،
خداوندا بر محمد و آلش درود فرست، و دانش آنچه از حقوق ايشان كه بر من لازم است به من الهام كن،

وَاجْمَعْ لى عِلْمَ ذلِكَ كُلِّهِ تَماماً، ثُمَّ اسْتَعْمِلْنى بِما تُلْهِمُنى مِنْهُ،

و دانش تمام آن واجبات را برايم فراهم نما، آنگاه مرا به آنچه در اين زمينه به من الهام كرده‏اى به كار گير،

وَ وَفِّقْنى لِلنُّفُوذِ فيما تُبَصِّرُنى مِنْ عِلْمِهِ، حَتىَّ لايَفُوتَنِى اسْتِعْمالُ شَىْ‏ءٍ عَلَّمْتَنيهِ،

و توفيقم ده به آنچه به من بصيرت مى‏دهى اقدام كنم، تا به كار بستن چيزى از تعليماتت از دستم نرود،

وَلاتَثْقُلَ اَرْكانى‏عَنِ‏الْحُفُوفِ‏فيما اَلْهَمْتَنيهِ.

و اركان بدنم از خدمتى كه مرا به آن ملهم فرموده‏اى احساسگرانى ننمايد.

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ والِهِ كَما شَرَّفْتَنابِهِ،
خداوندا بر محمد و آلش درود فرست همان‏طور كه ما را به وجودش سرافراز فرمودى،

 

وَ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ كَما اَوْجَبْتَ لَنَا الْحَقَّ عَلَى الْخَلْقِ بِسَبَبِهِ.
و بر محمد و آلش درود فرست. همان‏سان كه به سبب آن حضرت حقى از ما بر عهده مردم واجب نمودى.


اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى اَهابُهُما هَيْبَةَ السُّلْطانِ الْعَسُوفِ، وَ اَبَرُّهُما بِرَّ الْاُمِّ الرَّؤُوفِ، 
خداوندا چنان كن كه از هيبت پدر و مادرم چون از هيبت سلطان خودكامه بيمناك باشم، و به هر دو چون مادرى مهربان نيكى نمايم،


وَاجْعَلْ طاعَتى لِوالِدَىَّ وَ بِرّى بِهِما اَقَرَّ لِعَيْنى مِنْ رَقْدَةِ الْوَسْنانِ

و اطاعت از آنان و نيكى به هر دوى آنان را در نظرم از لذّت خواب در چشم خواب ‏آلوده شيرين‏تر

 

، وَاَثْلَجَ لِصَدْرى مِنْ شَرْبَةِ الظَّمْئانِ حَتّى‏ اُوثِرَ عَلى‏ هَواىَ هَواهُما
 و براى سوز سينه ‏ام از شربت گوارا در ذائقه تشنه خنك‏تر گردان، تا خواسته ايشان را بر خواسته خود ترجيح دهم،


وَاُقَدِّمَ عَلى‏ رِضاىَ رِضاهُما،

و خرسندى آن دو را بر خرسندى خود مقدّم دارم،

 

وَاَسْتَكْثِرَ بِرَّهُما بى وَ اِنْ قَلَّ، وَاَسْتَقِلَّ بِرّى بِهِما وَ اِنْ‏كَثُرَ .
و خوبى ايشان را در حق خود هرچند اندك باشد زياد بينم، و نيكويى خود را درباره ايشان

گرچه بسيار باشد كم شمارم

 

اَللَّهُمَّ خَفِّضْ لَهُما صَوْتى، وَ اَطِبْ لَهُما كَلامى،
. خداوندا، صدايم را در محضر آنان ملايم‏كن، و گفتارم را بر آنان دلنشين فرما،


وَ اَلِنْ لَهُما عَريكَتى، وَاَعْطِفْ عَلَيْهِما قَلْبى، وَصَيِّرْنى بِهِما رَفيقاً، وَ عَلَيْهِما شَفيقاً.
و خويم را نسبت به آنان نرمى عنايت كن، و قلبم را بر هر دو مهربان ساز، و مرا نسبت به هر دوخوشرفتار و دلسوز قرار ده .

اَللَّهُمَّ اشْكُرْ لَهُما تَرْبِيَتى، وَ اَثِبْهُما عَلى‏ تَكْرِمَتى،

خداوندا هر دو را به پاس تربيت من جزاى نيكو ده، و در مقابل آنكه مرا گرامى داشتند جزاى خير عطا فرما،
وَاحْفَظْ لَهُما ما حَفِظاهُ مِنّى فى صِغَرى.
و هرچه را در كودكى نسبت به من منظور داشته ‏اند در حق ايشان - منظور كن.
اَللَّهُمَّ وَ ما مَسَّهُما مِنّى مِنْ اَذًى، اَوْخَلَصَ اِلَيْهِما عَنّى مِنْ مَكْرُوهٍ،  
خداوندا اگر از جانب من آزارى به آنان رسيده، يا از من كار ناخوشايندى ديده ‏اند
اَوْ ضاعَ قِبَلى لَهُما مِنْ حَقٍّ، فَاجْعَلْهُ حِطَّةً لِذُنُوبِهِما،
، يا حقى از آنان به وسيله من از بين رفته، همه را موجب پاك شدن آنان از گناهانشان
وَ عُلُوّاً فى دَرَجاتِهِما، وَ زِيادَةً فى حَسَناتِهِما ، يا مُبَدِّلَ السَّيِّئاتِ بِاَضْعافِها مِنَ الْحَسَناتِ.
و مايه رفعت مقامشان و افزونى حسناتشان قرار ده، اى كه بديها را به چندين برابر به خوبى تبديل مى‏نمايى.
اَللَّهُمَّ وَ ما تَعَدَّيا عَلَىَّ فيهِ مِنْ قَوْلٍ ، اَوْ اَسْرَفا عَلَىَّ فيهِ مِنْ فِعْلٍ ،
الهى اگر در گفتار با من از اندازه بيرون رفته‏اند، يا در عملى نسبت به من زياده‏روى نموده‏اند
، اَوْضَيَّعاهُ لى مِنْ حَقٍّ  اَوْ قَصَّرا بى‏عَنْهُ مِنْ‏واجِبٍ، فَقَدْ وَهَبْتُهُ لَهُما، وَ جُدْتُ بِهِ عَلَيْهِما،  
، يا حقى از من ضايع  يا از وظيفه پدر و مادرى در حق من كوتاهى نموده‏اند، حق خود را به آنان بخشيدم، و آن را  برايشان نثار كردم،
وَ رَغِبْتُ اِلَيْكَ فى وَضْعِ تَبِعَتِهِ عَنْهُما، فَاِنّى لااَتَّهِمُهُما عَلى‏ نَفْسى،
و از تو مى‏خواهم كه وزر و وبال آن را از دوش آنان بردارى، زيرا كه من نسبت به‏خود آنان را در كوتاهى حق متهم نمى‏كنم
وَلااَسْتَبْطِئُهُما فى بِرّى، وَ لااَكْرَهُ ما تَوَلَّياهُ مِنْ اَمْرى
، و آنان را در مهربانى در حق خودم سهل‏انگار نمى‏دانم، و از آنچه درباره‏ام انجام داده‏اند ناراضى نيستم

يا رَبِّ، فَهُما اَوْجَبُ حَقّاً عَلَىَّ، وَ اَقْدَمُ اِحْساناً اِلَىَّ،
اى پروردگار من، زيرا رعايت حق آنان بر من واجب‏تر، و احسانشان نسبت به من ديرينه‏تر،

وَاَعْظَمُ مِنَّةً لَدَىَّ مِنْ اَنْ اُقآصَّهُما بِعَدْلٍ، اَوْ اُجازِيَهُما عَلى‏ مِثْلٍ، اَيْنَ اِذاً
و منّتشان بر من بيشتر از آن است كه از آنان از روى عدل تقاص بكشم، يا نسبت به ايشان معامله به مثل كنم،
يااِلهى، طُولُ شُغْلِهِما بِتَرْبِيَتى؟ وَاَيْنَ شِدَّةُ تَعَبِهِما فى حِراسَتى؟
الهى اگر چنين كنم پس روزگار مديدى كه در تربيت من سپرى كرده‏اند، و رنج‏هاى زيادى كه در نگاهدارى من تحمّل نموده‏اند،
وَ اَيْنَ اِقْتارُهُما عَلى‏اَنْفُسِهِما لِلتَّوْسِعَةِ عَلَىَّ؟!

و آن همه كه بر خود تنگ گرفتند تا زندگى مرا گشايشى باشد چه مى‏شود؟

هَيْهاتَ ما يَسْتَوْ فِيانِ مِنّى حَقَّهُما،
بدون شك بعيد است‏كه بتوانند حق خودرا از من دريافت دارند،
وَلااُدْرِكُ ما يَجِبُ عَلَىَّ لَهُما، وَ لا اَنَا بِقاضٍ وَظيفَةَ خِدْمَتِهِما،
و من نمى‏توانم حقوقى را كه بر عهده‏ام دارند تدارك نمايم، و وظيفه خدمت آنان را بجاى آورم،
فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ اَعِنّى يا خَيْرَ مَنِ اسْتُعينَ بِهِ،
پس بر محمد و آلش درود فرست، و اى بهترين كسى كه از تو يارى جويند مرا يارى ده، و
وَ وَفِّقْنى يا اَهْدى‏ مَنْ رُغِبَ اِلَيْهِ، وَ لاتَجْعَلْنى فى‏اَهْلِ الْعُقُوقِ لِلْابآءِ
اى‏راهنماينده‏تركسى‏كه‏به‏او روى آورده‏مى‏شود مراتوفيق ده، ودرآن روزكه همه‏بدون‏آنكه برآنان ستم
وَالْاُمَّهاتِ يَوْمَ تُجْزى‏ كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ وَ هُمْ لايُظْلَمُونَ.
رود جزا مى‏بينند مرا در زمره آنان كه عاق پدر و مادرند قرار مده.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ،
خداوندا بر محمد و آل او و نسل او درود فرست،
وَاخْصُصْ اَبَوَىَّ بِاَفْضَلِ ما خَصَصْتَ بِهِ ابآءَ عِبادِكَ الْمُؤْمِنينَ وَ اُمَّهاتِهِمْ،
و پدر و مادرم را به بهترين چيزى كه پدران و مادران بندگان باايمانت را به آن مخصوص گرداندى مخصوص گردان،
يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ. اَللَّهُمَّ لاتُنْسِنى ذِكْرَهُما فى اَدْبارِ صَلَواتى، وَفى اِناً مِنْ انآءِ لَيْلى،
اى مهربانترين مهربانان. خداوندا ياد آنان را در پس نمازهايم، و در هيچ وقتى از اوقات شبم،
وَفى كُلِّ ساعَةٍ مِنْ ساعاتِ نَهارى.
و ساعتى از ساعات روزم از صفحه قلبم مزداى.

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاغْفِرْ لى بِدُعآئى لَهُما،

خداوندا بر محمد و آلش درود فرست، و مرا به بركات دعايى كه براى آنان دارم بيامرز،

وَاغْفِرْ لَهُما بِبِرِّهِما بى مَغْفِرَةً حَتْماً،
و آن دو را به‏سبب خوبيهايى كه در حق من داشته‏اند مشمول غفران حتمى قرار ده،

وَارْضَعَنْهُما بِشَفاعَتى لَهُما رِضىً عَزْماً، وَ بَلِّغْهُما بِالْكَرامَةِ مَواطِنَالسَّلامَةِ.
و از آنانبه شفاعت من از آنان به‏طور مسلّم خشنود شو، و آنان را با كرامت به سر منزلسلامت برسان.
اَللَّهُمَّ وَ اِنْ سَبَقَتْ مَغْفِرَتُكَ لَهُما فَشَفِّعْهُما فِىَّ،
خداوندا اگر پدر و مادرم را پيش از من آمرزيده‏اى پس ايشان را شفيع من قرار ده،
وَاِنْ سَبَقَتْ مَغْفِرَتُكَ لى فَشَفِّعْنى فيهِما، حَتّى نَجْتَمِعَ بِرَاْفَتِكَفى دارِ كَرامَتِكَ،
و اگر مرا پيش از آنان مورد آمرزش قرار داده‏اى پس مرا شفيع ايشان كن، تا در پرتو مهربانيت در سراى كرامت،  
وَ مَحَلِّ مَغْفِرَتِكَ وَ رَحْمَتِكَ،اِنَّكَ ذُوالْفَضْلِالْعَظيمِ، وَالْمَنِّ الْقَديمِ، وَ اَنْتَ اَرْحَمُ الرَّاحِمينَ.
و جايگاه مغفرت و رحمتت گرد آئيم، زيرا كه تو صاحب فضلزرگ و نعمت قديمى، و تو مهربانترين مهربانانى.

 

شرح و تفسیر دعا
********

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ، وَ اَهْلِ بَيْتِهِ الطّاهِرينَ،
وَاخْصُصْهُمْ بِاَفْضَلِ صَلَواتِكَ وَ رَحْمَتِكَ وَ بَرَكاتِكَ وَ سَلامِكَ،
خداوندا بر محمّد بنده و فرستاده‏ات و بر خاندان پاكش درود فرست،  
و آنان را به بهترين درودها و رحمت و بركات و سلام خود مخصوص گردان،

حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) فرمودند : صلوات فرستادن شما بر من باعث روا شدن حاجت هاي شماست و خدا را از شما راضي مي گرداند و اعمال شما را پاک و پاکيزه مي کند.(بحارالانوار ، ج 94 ، ص 69)

پروردگارا ! در درجه اوّل درودت را بر محمّد و آل محمّد (علیهم الصَّلاه و علیهم السَّلام) نازل بفرما !

 در چرایی و ذکر این دعا در ابتدای دعا ها می توان چنین گفت که ذکر صلوات بر بندۀ برگزیدۀ خداوند محمد مصطفی (ع) دعای مستجابی است  چنانکه داعی برابر رهنمود ائمه به این اعتقاد رسیده است که چون این دعا مستجاب است ، ادعیّه بعد از ذکر صلوات  هم مستجاب خواهد شد.

دعا کننده پس از ذکر صلوات درخواست خود را از خداوند چنین بیان و طلب می نماید .

وَاخْصُصِ اللَّهُمَّ والِدَىَّ بِالْكَرامَةِ لَدَيْكَ وَالصَّلوةِ مِنْكَ، يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
الهى و پدر و مادر مرا به كرامت نزد خود و درود از سوى خود اختصاص ده، اى مهربانترين مهربانان.

درخواست کرامت خداوند برای والدین یعنی درخواست فیض کریمانه از خالق توانمندی که توانایی کارهای خارق العاده را دارد و می تواند از قوانین طبیعی خارج شده و مسیر لطف و رحمت خود را به روی این عزیزان بگشاید ، همانگونه که همیشه از خدا می خواهیم به رحمت واسعه خود با ما رفتار نماید زیرا هیچ یک توان برخورد عادلانه خداوند را نخواهیم داشت .([2] )هرچند لطف خدواند از عدلش جدا نخواهد بود .([3])

در این مسیر است که والدین تحت حمایت خاص خداوند قرار می گیرند  و در معنایی دیگر از رهبری خاص خداوند برخوردار می شوند ، تا زمینه های جدایی از حق و انحراف از رفتارهای نامناسب از بین برود و خود لیاقت فیض خداوندی را کسب کنند.

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاَلْهِمْنى عِلْمَ مايَجِبُ لَهُما عَلَىَّ اِلْهاماً،

خداوندا بر محمد و آلش درود فرست، و دانش آنچه از حقوق ايشان كه بر من لازم است به من الهام كن.

در علوم رفتاری آنچه که باعث رفتار می شود عبارتند از ، علم و آگاهی، دید و نگاه ، بینش و اعتقاد ، وراثت ، محیط و ...

مهم ترین مؤلفۀ  مؤثر بر رفتار علم و آگاهی است ، که می تواند حالت تحریکی و کنترلی دیگر مؤلفه ها را نیز داشته باشد  ، علم و آگاهی معمولًا اکتسابی هستند و باید با زحمت ، تلاش و ارادۀ انسان بدست آیند ، که در این فراز حالتی بالاتر از اکتساب  درخواست شده است ، الهام[4] و آگاه شدن از حقوق واجبی که والدینم بر من دارند.

الهام در لغت به معناي القاي مطلبي در نفس و جان است که به جهت درونی شدن در جایگاه عمل ثبات و استواری دارد ، و حتماً زمینۀ عمل پیدا می کند .

 

وَاجْمَعْ لى عِلْمَ ذلِكَ كُلِّهِ تَماماً، ثُمَّ اسْتَعْمِلْنى بِما تُلْهِمُنى مِنْهُ،

و دانش تمام آن واجبات را برايم فراهم نما، آنگاه مرا به آنچه در اين زمينه به من الهام كرده‏اى به كار گير،

اما پس از آگاهی ، عمل به دانسته ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است ، زیرا اکثر مردم آگاهی لازم را داشته ، ولی در عمل نقیصه هایی بروز می کند که مانع بروز رفتار است .[5]

یاری و هدایت خداوند در همۀ لحظات باید شامل حال انسان باشد و خداوند لحظه ای ما را به حال خود واگذار نسازد و گرنه در لحظه و آنی انسان عابد به فردی ضعیف تبدیل خواهد شد ، لذا  اشتغال به دانسته ها هم نیازمند فیض خداوند بزرگ است.

وَ وَفِّقْنى لِلنُّفُوذِ فيما تُبَصِّرُنى مِنْ عِلْمِهِ، حَتىَّ لايَفُوتَنِى اسْتِعْمالُ شَىْ‏ءٍ عَلَّمْتَنيهِ،

و توفيقم ده به آنچه به من بصيرت مى‏دهى اقدام كنم، تا به كار بستن چيزى از تعليماتت از دستم نرود،

بصیرت به معنى دانایى، بینایى، بینایى دل، هوشیارى، زیرکى و یقین است.[6] و نزد اهل معنا، نیرویى نهانى و قوّه اى قلبى است که در شناخت حقایق تا عمق وجود و باطن ذات آن رسوخ مى کند.

حالا علیرغم این الهام دانش ، و نفوذ  و عمق بصیرت بازهم محتاج فیض خداوندی هستیم که بتوانیم عامل خوب و مناسبی برای دانسته های خود باشیم ، بگونه ای که این دانسته های متعالی و مؤثر به نتیجۀ مثبت خویش برسد و چیزی از نتایج این دانسته های خداوندی از بین نرود ، براستی که از دست دادن این فیوضات همان خسرانی [7] است که همواره با آن روبرو بوده و خواهیم بود .

وَلاتَثْقُلَ اَرْكانى‏عَنِ‏الْحُفُوفِ‏فيما اَلْهَمْتَنيهِ.

و اركان بدنم از خدمتى كه مرا به آن ملهم فرموده‏اى احساس گرانى ننمايد.

و اما درخواست اینکه ارکان بدن ازخدمت الهام شده احساس گرانی نکند به دو تعبیر می توان استناد کرد .

ارکان جسم که شامل توانایی سوخت و ساز بدن به صورت مناسب، انعطاف پذیری ، بهبود و ارتقای قدرت عضلانی، به حد و توانی باشدکه قدرت انجام خواسته های والدین را داشته و بتواند با انجام بهینۀ رفتارها و اعمال ، زمینه ای برای کسب رضایت آنان قرار گیرد ، بگونه ای که دعای خیر آنان پس از برآورده شدن خواسته ها ، همواره پشتیبان فرزندان بوده و درجهت دلگرمی فرزندان ، مؤثر قرار گیرد.

ارکان معنوی بدن که روح نواز و لذّت آفرین و رفتارساز است ،  می تواند فرد را در جهت این خدمت ارزشمند تجهیز نموده و با تسهیل مشکلات رفتاری ، فضایی عاطفی وپراز صمیمیت را برای خدمت بی شائبه به والدین فراهم سازد.

علایق، گرایش ، نگرش ، ارزشها و اعتقادات همان ارکان تآثیرگذار بر قدرت اراده ، تصمیم گیری و انجام عمل خواهند بود .

در معنای ایمان[8] هم می بینیم که پس از معرفت و یقین قلبی و پس از تأیید زبانی، عمل آغاز می شود ، در چنین حالت و موقعیت ،  اکراه و اجبار اعمال  ازبین رفته و فضای مأنوسی برای انجام وظایف و مسئولیت ها فراهم خواهد شد.

نکته مهم وقابل توجّه در انجام رفتار واعمال با حالت فشار و ناراحتی ، بحران تعاملی فرزند و والدین رقم خواهد زد ، فرزندی که از روی فشار و ناچاری ، رفتاری را انجام می دهد ، نشاط و شادابی لازم را به هنگام انجام وظیفه نخواهد داشت  و علیرغم اینکه این موقعیت از دقت مناسب او در انجام کارها می کاهد ، انعکاسی نا مأنوس بر چهره و حالت  وی خواهد گذاشت و در مجموع آدمی را به سمت یأس و افسردگی خواهد برد.

والدین هم که چنین برخوردی را مشاهده کنند ، با غمی ناخواسته درگیر خواهند شد ،  از طرفی بزرگواری و کرامت آنها اجازه نمی دهد فرزند به ناراحتی و نخواسته وظیفه ای را انجام دهد و از این بابت به رنج و تعب افتد و از طرفی دیگر چون نیازمند این یاری و مددکاری هستند ، با نگرانی و تشویش پذیرای این رفتار خواهند بود و همواره به خود نهیب زده و کنترل های مضاعفی خواهند داشت که بیش از این باعث آزار فرزند خود نباشند .

قرار گرفتن والدین در چنین حالتی ، بسیار شبیه مرگی تدریجی است  که از سلامت روحی و جسمی والدین می کاهد و آنها را آمادۀ رنج های بیشتری می نماید که می تواند یکی از دلایل افسردگی والدین باشد .

گاه قرار گرفتن در چنین حالتی ، رها کردن خود از نهاد خانواده و پذیرش رنج و درد های بیشتری خواهد بود و گاه به عنوان یک مضطر حقیقی ، انتظار مرگی زودرس را خواهند کشید ،  تا باعث راحتی خود و فرزندانشان باشند .

بدین جهت است که اندرز امام در قالب خواسته ای حکمت آفرین و درقالب دعا و با نمودی عاطفی از خدای مهربان و رحیم درخواست می شود .

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ والِهِ كَما شَرَّفْتَنابِهِ،

خداوندا بر محمد و آلش درود فرست همان‏طور كه ما را به وجودش سرافراز فرمودى،
ذکر مبارک و عظیم القدر صلوات بر محمد و آل او (صلی الله علیه و آله) حجاب بر انداز است. گاه رفتار، کردار و نیات نادرست بندگان ، حجاب بین خلق و حق تعالی می گردد که با ذکر صلوات آن حجاب از بین برداشته شده و دعاء به جانب او صعود می کند.

آثار فراوانی بر ذکر صلوات مترتب است که به برخی از آن به شرح ذیل اشاره می شود:

این ذکر شریف موجب استجابت دعاست. در بعضی از روایات تصریح شده است كه برای استجابت دعا، آن را با صلوات بر محمد و آل محمد آغاز كنید، زیرا صلوات بر محمد و آل محمد همواره مستجاب است، و خداوند كریم‌تر از آن است كه دعای اول را مستجاب كند و دعای دوم را مستجاب ننماید.

از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نقل شده است كه فرمود:

«اذا كانت لك الیالله سبحانه حاجه فابدء بمسأله الصلوه علی النبی (ص) ثم سل حاجتك، فان اللهاكرم من ان یسأل حاجتین، فیقضی احداهما و یمنع الاخری.»

در روایات دیگری آمده است كه دعایتان را با صلوات شروع و با آن ختم كنید، تا دعای شما بین دو دعای مقبول واقع شود و مستجاب گردد، زیرا خدا كریم‌ تر از آن است كه اول و آخر دعاء را مستجاب كند و وسط آن را مستجاب ننماید.

<<  منكانت له الی الله عزوجل حاجه، فلیبدء بالصلوه علی محمد و آله، ثم یسئلحاجته، ثم یختم بالصلوه علی محمد و آل محمد؛ فان الله عزوجل اكرم من آنیقبل الطرفین و یدع الوسط، اذا كانت الصلوه علی محمد و آل محمد لا یحجبعنه>>.(امام صادق ع)

در ادامه صلوات بر پیامبر سرافراز شدن به وجود پیامبر مورد تأیید و تاکید قرار گرفته است ، که خود اقرار به رسالت و نبوت کسی است که از طرف خداوند مامور هدایت است ، و این اقرار لسانی و قبول شرافت او ، زمینۀ عمل را برای داعی فراعم خواهد آورد.

   وَ صَلِّعَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ كَما اَوْجَبْتَ لَنَا الْحَقَّ عَلَى الْخَلْقِ بِسَبَبِهِ.

و بر محمد و آلش درود فرست. همان‏سان كه به سبب آن حضرت حقى از ما بر عهده مردم واجب نمودى.

رسول بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله و سلم در گفتارى حكيمانه چهار حق را بر عهده‏ى مردم نسبت به يكديگر واجب دانسته و اداى آن را الزامى اعلام فرموده است

يلزَمُ الحَقّ لأُمّتى فى أربَعٍ: يُحبّون التائبَ، وَيَرحَمونَ الضَّعيفَ، وَيُعينُونَ المُحسِنَ، وَيَستَغفِرونَ لِلمُذنِب‏

 "  خصال: 1/ 239، حديث 88؛ بحار الانوار: 71/ 223، باب 15، حديث 11. "

براى امتم در چهار چيز حقّ واجب است: دوست داشتن توبه كننده، مهرورزى به ناتوان، يارى دادن به نيكوكار، و طلب آمرزش براى گناهكار.

امر به معروف و نهی از منکر و نصیحت خیرخواهانه نیز از حقوقی است که مردم به گردن داشته تا نسبت به همنوع خود دلسوز و یاری دهنده باشند.

پيامبران، همان گونه كه براى هدايت و ادارهء مردم بر «نصيحت» و خيرخواهى تكيه داشتند، از مردم نيز مى خواستند كه ناصح و  خيرخواه آنان باشند.

«پيامبر پس از آن كه خبر رحلتش را از جبرئيل دريافت كرد، مردم را به مسجد فراخواند، پس از آن كه مردم جمع شدند،پيامبر به منبر رفتند و خبر رحلت خود را به آن ها دادند و سپس فرمودند: خدا را به ياد آن كس مى آورم كه پس از من در ميان مردم، حاكم و والى شود، كه مبادا با مسلمانان مهربانى نكند، بلكه بايد سالخوردگان را احترام گذارد و با ناتوانان و ضعيفان مهربان باشد و عالمان را بزرگ دارد و به مردم زيان نرساند تا خوارشان كند و به فقر و نيازمندى گرفتارشان نكند تا كافر شوند و از دين بيرون روند و در خانهء خود را به روى آنان ببندد تا تواناى آن ها ناتوان را بخورد و به هنگام لشگركشى برآنان سختى روا ندارد تا نسل امت قطع شود

در این فراز درخواستی ظریف و قابل تأمل آمده است.

اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى اَهابُهُما هَيْبَةَ السُّلْطانِ الْعَسُوفِ،

" خداوندا چنان كن كه از هيبت پدر و مادرم چون از هيبت سلطان خودكامه بيمناك باشم"

انسان در برابر پادشاه  زورگو و خودکامه، تلاشی  ویژه برای اطاعت و پیروی خواهد داشت ، زیرا این فهم غالب برای آدمی بوجود آمده است  که چنانچه اطاعتی بوجود نیاید  ، زندگی و حیاتی پس از آن امکان پذیر نخواهد بود .

اگر انسان مقابل پادشاهی خود کامه بایستد و بداند که او هیچ قصوری را نمی بخشد وبسیار سخت گیر است چگونه بدون چون وچرا از تمام اوامر آن پادشاه اطاعت خواهد کرد و جرأت رو ترش کردن و اظهار ناراحتی را خواهد داشت؟

خودکامگی سلطان و قدرت بلا منازع او چون و چرا و تعلل را از بین برده و  انسان را ملزم به رعایت بدون قید و شرط و هرچند از روی بی میلی و اکراه خواهد نمود.

باید دانست که پشت پدر و مادر خدای مقتدرو جبّار ایستاده و با تمام مهربانی که دارد در مقابل حق پدر و مادر کوتاه نمی آید و نسبت به کوچک ترین کم احترامی ها عقوبت سختی خواهد کرد .

پس انسان هنگامی که در مقابل ایشان قرار میگیرد بدون داوری در رفتار آنها بدون کم و کاست اوامر آنها (بجز اوامر غیرشرعی) به دیده منّت قبول كند و این اطاعت را سرمایه آخرت خود  قرار دهد  که اطاعت در مقابل پدر و مادر و کرنش در مقابل آنها اطاعت از خدای مهربان است.

این خواسته که  پیروی از والدین  بوجود آورد ، بعداً می تواند به مهربانی و ادب بارور شود ، چرا که نتیجۀ اطاعت و رعایت دیگران ، خاصه مهرورزی والدین ، رضایت و ابراز لطف است و این خود پاداشی است که می تواند به تداوم یک عمل خیر کمک کند.

وَ اَبَرُّهُمابِرَّ الْاُمِّ الرَّؤُوفِ،

" و به هر دو چون مادرى مهربان نيكى نمايم، "

چنانکه در ادامه آمده است و نقش مهربانی  مادر را برجسته نموده است، نقش عاطفی و صمیمیت مادر نقشی پایدار و پذیرفته شده در همۀ  جوامع می باشد .

خداوند چشمه ای از رحمت  و عطوفت خود را در وجود مادر به ودیعه گذاشت. یک فرزند هر چقدر بد و اذیت کننده باشد ، امّا در قلب مادر هم چنان فرزند است و نسبت به او کمال مدارا را دارد در بیماری هایش بدون اظهار ناراحتی پرستاریش می کند در خنده هایش شاد است و در غصه هایش اندوهگین خواهد شد و به او عطوفت و مهربانی دارد.

و در برابر این صفت ارزشمند ، وظایفی بوجود آمده است  که تحت تأثیر فرهنگ های مختلف ، رفتارهای مشابهی قابل انتظار است .

 امام سجّاد(ع) در این قسمت از ما می خواهند که نسبت به پدر و مادر مهربان و صبور باشیم و از رفتار آنها نرنجیم و از لطف و مهربانی خود نسبت به آنها کم نکنیم.

امام رضا عليه السلام در پاسخ مسأله اى می فرمايد:

خداوند نافرمانى پدر و مادر را از اين جهت حرام فرموده است كه موجب از دست دادن توفيق طاعت خداوند عزوجل و بی احترامى به پدر و مادر و ناسپاسى نعمت و ناشكرى و كم شدن نسل و قطع شدن آن می شود .

از طرفی نافرمانى آنان سبب می شود كه پدر و مادر حرمت نداشته باشند. حقوق آنان شناخته نشود، پيوندهاى خويشاوندى قطع گردد، پدر و مادر به داشتن فرزند بی ميل شوند و به علت نيكى نكردن و نافرمانى فرزند ، آنان نيز در تربيت، او را رها سازند.

وَاجْعَلْ طاعَتى لِوالِدَىَّ وَ بِرّى بِهِما اَقَرَّلِعَيْنى مِنْ رَقْدَةِ الْوَسْنانِ

و اطاعت از آنان و نيكى به هر دوى آنان را در نظرم از لذّت خواب در چشم خواب‏آلوده شيرين‏تر ،

، وَاَثْلَجَ لِصَدْرى مِنْ شَرْبَةِالظَّمْئانِ حَتّى‏ اُوثِرَ عَلى‏ هَواىَ هَواهُما

 و براى سوز سينه‏ام از شربت گوارا در ذائقه تشنه خنك‏تر گردان.

 

تشبیه و بیان مثال برای فهم بهتر مسایل معنوی است درک لذت خدمت و خدمتگزاری به والدین به شیرینی خواب در چشم خواب آلوده تعبیر مناسبی است تا مخاطب که همواره درگیر این نیاز مادی است به فهم بهتر این موقعیت نائل آید و شیرینی این عمل خیر را در تجربه های عینی خود شناسایی کند.

وقتی که بر چشمان خواب آلودگی  غلبه کند ، انسان حاضر است از مهمترین دیدارها و نشست ها ، جدا شده تا به این نیاز برسد که پس از آن بتواند بهتر بیندیشد و تصمیم بگیرد و نرسیدن به این نیاز ، اختلالی جان فرسا را بوجود خواهد آورد.

لذت نوشیدن شربت خنک و گوارا برای رفع سوز سینه در هنگام تشنگی هم از تعابیر جالب برای بیان درک لذت پیروی است ، تا آدمی در پایه های اولیه معرفت ، به اقدام عملی برسد و در پایه های متعالی به لذت اطاعت از خدا و ائمه و معصومین می رسد ، که شیرینی و حلاوت  مادیات آنقدر کم اثر می شود که انسان از رفتارهای قبلی خود ، خجالت زده و مغبون خواهد شد.

امام این شیرینی را با الفاظ بی بدیلی تبلیغ می کند تا شوق پیروی را در دل مخاطبین بنشاند و از چشمه سار معرفت الاهیش ، رضایت را نصیب دیگران سازد .

حَتّى‏ اُوثِرَ عَلى‏ هَواىَ هَواهُما  ، وَاُقَدِّمَ عَلى‏ رِضاىَرِضاهُما،
تا خواسته ايشان را بر خواسته خود ترجيح دهم، و خرسندى آن دو را بر خرسندى خود مقدّم دارم،

ترجیح خواستۀ آنان بر خواستۀ خود  ، ورود به دنیای گذشت و ایثار است که پله های تکامل و رشد معنوی انسان را رقم می زنند و  مشاهدۀ خرسندی آنان ، رضایت مضاعفی است که موجب بالندگی و فهم مفید بودن و اثر گذاری مثبت و درک جایگاه خلقت اوست ، که باز هم در مسیر عرفان و شناخت به خدایش مرتبط می شود و لذت این ارتباط را جز دلهای آگاه و بیدار پیروان حقیقی خداوند ، درک و فهم نخواهند کرد.

، وَاُقَدِّمَ عَلى‏ رِضاىَرِضاهُما،وَاَسْتَكْثِرَ بِرَّهُما بى وَ اِنْ قَلَّ، وَاَسْتَقِلَّ بِرّى بِهِما وَ اِنْ‏كَثُرَ.

و خوبى ايشان را در حق خود هرچند اندك باشد زياد بينم، و نيكويى خود را درباره ايشان گرچه بسيار باشد كم شمارم.

 در ادامۀ این دعا ، بازهم از تعابیر عینی و عاطفی استفاده می شود ، تکاثر و زیاد دیدن خوبی ها در تلطیف روح آدمی موثر است و او را به خدمت بیشتر تجهیز می کند ، خاصه که این فضل و برتری حالت معامله به خود نگرفته است ، بدون منت ارائه می شود  و پشتوانۀ مناسبی برای آرامش دیگران است، نشانۀ کرامت و سخاوت است و بزرگی انسان را تثبیت می کند.

و در حالتی دیگرکم دیدن نیکویی خود ، یعنی اینکه شخصیت و بزرگواری فرد این اجازه را نمی دهد که به خدمت کوچکی محدود شود ، توان او بالاتر از محبتی است که ارائه شده و باز هم می خواهد چهرۀ مثبت خود را بنمایاندو در جهت  اهداء این مهر و محبت خدادادی تلاش خواهد نمود.

اَللَّهُمَّ خَفِّضْ لَهُما صَوْتى، وَ اَطِبْ لَهُما كَلامى،

خداوندا، صدايم را در محضر آنان ملايم‏كن، و گفتارم را بر آنان دلنشين فرما،و خويم را نسبت به آنان نرمى عنايت كن،

ملایم شدن صدا و دلنشینی گفتار ، مشی آرامبخش و ملایمت در رفتار ،  در محضر والدین در موقعیتی که به جهت کهولت سن و زمینۀ وابستگی به اولاد حساس ودقیق شده اند از ظرافت های بیان سید الساجدین است که مسیر تربیتی و هدایت غیر مستقیمی بر چگونگی رفتار فرزندان با والدین دارد و بیان و تکرار یک خواسته هم مورد قبول قرار می گیرد و انسان مؤید را به سمت و سوی اعتقاداتش می کشاند.

وَ اَلِنْ لَهُما عَريكَتى، وَاَعْطِفْ عَلَيْهِما قَلْبى، وَصَيِّرْنى بِهِمارَفيقاً، وَ عَلَيْهِما شَفيقاً.

و قلبم را بر هر دو مهربان ساز، و مرا نسبت به هر دو خوشرفتار و دلسوز قرار ده .

وقتی که آدمی کسی را از جان و دل دوست داشته باشد و جایگاه شخصیتی او را ارتقا دهد ، به یقین نسبت به آنان خوشرفتار خواهد شد.

دلسوزی و رأفت هم از باب مسئولیت پذیری و اعتماد به توان و داشته هاست و زمینه ساز رفتار های حمایتی خواهد شد ،شخص مهربان ، خوشرفتار و دلسوز متخلق به اصول و متأثر ار هدایت خدایی است که او را اشرف مخلوقات خود قرار داده و به او شرافت و کرامت عتایت تموده است ، پس اینجا خاصه در مقابل والدین بایئد به این مسئولیت الهی خود عمل نماید ، تا نشان دهندۀ اخلاق انسانی او باشد و بتواند در مقام خلیفه الهی خویش افای نقش نماید .

اَللَّهُمَّ اشْكُرْ لَهُما تَرْبِيَتى، وَاَثِبْهُما عَلى‏ تَكْرِمَتى،

خداوندا هر دو را به پاس تربيت من جزاى نيكو ده، و در مقابل آنكه مرا گرامى داشتند جزاى خير عطا فرما،

شكرگزارى از زحمات پدر و مادر در قرآن مجيد در رديف شكرگزارى در برابر  نعمت‏هاى خداوند قرار داده شده است.

انِ اشْكُرْ لِى وَ لِوالِدَيْكَ  [9]

{و سفارش كرديم‏ كه براى من و پدر و مادرت سپاس گزارى كن.}

 

با اين كه نعمت‏هاى خداوند بيش از اندازه است كه قابل شماره باشد، و اين دليل بر عمق و وسعت حقوق پدران و مادران است.

امام رضا علیه السلام [10]در مورد حقوق والدین فرمایشی دارند:

هنگامی که والدین زنده هستند با نیکی کردن به آنها و هنگامی که آنها از دنیا رفتند با دعا نمودن در حقّ آنها و طلب رحمت نمودن برای آنها وظایف خود را نسبت به آنها بنحو احسن انجام دهید. زیرا روایت شده است: شخصی که در هنگام زنده بودن پدر به او نیکی می کند اما پس از مرگ او برایش دعا نمی کند؛ خدای متعال چنین شخصی را عاق والدین می نامد.

در خواست جزای نیکو  از خداوند بزرگ برای پدر و مادر  نهایت ادب و مسیری از سپاسگزاری است ، خداوند مهربان و هدایتگر مسیر قرب خود را در نمادهای عملی و شهودی هویدا می سازد تا  او را برای اطاعت  و سپاسگزاری از خود آماده سازد.

در این فراز امام سجاد (ع) همین فرمان خداوند را در پوششی از انس و معرفت قرار می دهد تا زیبایی سپاس و تشکر از منعم را برجسته سازد.

کرامت و بزرگی از خصوصیات ارزشی انسان است که نقش مهمی در ساخت شخصیت و خود اتکایی انسان دارد  ، حافظ فرد از زشتیها و رفتارهای پست است ، حال این کرامت مخصوص انسان که هبه خداوند متعال است و پدر این دستور مولای خود را پاس داشته است و لذت قرار گرفتن در این موقعیت که بارز و برجسته است به زبان فرزند می آید تا خیر و برکت را برای والدین خود طلب کند و خود را هم به جهت این سپاسگزاری عزت بخشد .

وَاحْفَظْ لَهُما ما حَفِظاهُ مِنّى فى صِغَرى.

و هرچه را در كودكى نسبت به من منظور داشته‏اند در حق ايشان  منظور كن.

نیکوئی و خیرات والدین قابل شمارش  و حساب نیست ، لحظه و ساعت همرهی آنان خیر و سعادت است ، لذا باید از خدا خواسته شود این خیرات به خودشان برگردد.

در لایۀ پنهان این مهر و محبت ، گاه نیازهای والدین باعث حمایت و رعایت می شود ، اما از نظر فرزندان ، والدین ماموریتی جز یاری و کمک به فرزندان نمی شناسند و همه این رفتارهای آنان خیراتی است که اینک باید مورد توجه قرار گیرد .

اقرار به این رفتارهای مثبت و اثر گزار بعد دومی هم دارد و آن اینکه خود اگر در نقش پدر قرار گرفتی به یاد داشته باشی که چه رفتاری باید مسیر شخص بزرگواری چون پدر باشد .

اَللَّهُمَّ وَ ما مَسَّهُما مِنّى مِنْ اَذًى، اَوْخَلَصَ اِلَيْهِما عَنّى مِنْ مَكْرُوهٍ،  
خداوندا اگر از جانب من آزارى به آنان رسيده، يا از من كار ناخوشايندى ديده‏اند

اَوْ ضاعَ قِبَلى لَهُما مِنْ حَقٍّ، فَاجْعَلْهُ حِطَّةً لِذُنُوبِهِما، وَ عُلُوّاً فى دَرَجاتِهِما،
يا حقى از آنان به وسيله من از بين رفته، همه را موجب پاك شدن آنان از گناهانشان و مايه رفعت مقامشان
وَ زِيادَةً فى حَسَناتِهِما ، يا مُبَدِّلَ السَّيِّئاتِ بِاَضْعافِها مِنَ الْحَسَناتِ.
و افزونى حسناتشان قرار ده، اى كه بديها را به چندين برابر به خوبى تبديل مى‏نمايى.

اینک جایگاه آن دارد که انسان جایگاه نقص و تقصیر خود را به زبان آورد و اقرار به جایزالخطا بودن خویش داشته باشد ، این عذر تقصیر جایگاه تربیتی دارد که اگر انسان عارف نقص خویش بشناسد در جهت رفع آن اقدام خواهد نمود ،خاصه اینکه آدمی در هنگام خردسالی بجهت نقص فهم و کافی نبودن درایت ، رفتارهای ناقصی خواهد داشت که در نگاه کریمانۀ پدر قابل توجه نیست و اصلا به حساب نخواهد آمد .

فرزند می خواهد حق والدین  و وظیفۀ خود را یادآوری نماید ، همانگونه که در برابر خداوند بزرگ همیشه خود را ضعیف و مقصر خواهد یافت .

حال که والدین متاثر از هدایت های الهی خویش در مقام بخشندگی قرار گرفته  ، چه پاداشی بالاتر از این که خدای بزرگ هم آنان را به جهت تقصیراتشان ببخشاید و  قلم عفو برجریدۀ اعمال آدمی داشته باشد .

پاک شدن گناه ، رفعت مقام و افزونی حسنات ، شیرین ترین نیازهای انسانی است که به معرفت حقیقی رسیده است و می خواهد جوابگوی رفتارها و اعمال دنیوی خویش باشد.

در انتهای این فراز مقام تفضل خداوند به یاد می آید که باعث آرامش و ثبات است و از غم درون می کاهد و باعث امیدواری آدمی می شود .

 

اَللَّهُمَّ وَ ما تَعَدَّيا عَلَىَّ فيهِ مِنْ قَوْلٍ ، اَوْ اَسْرَفا عَلَىَّ فيهِ مِنْ فِعْلٍ ،
الهى اگر در گفتار با من از اندازه بيرون رفته‏اند، يا در عملى نسبت به من زياده‏روى نموده‏اند
، اَوْضَيَّعاهُ لى مِنْ حَقٍّ  اَوْ قَصَّرا بى‏عَنْهُ مِنْ‏واجِبٍ، فَقَدْ وَهَبْتُهُ لَهُما، وَ جُدْتُ بِهِ عَلَيْهِما،  
، يا حقى از من ضايع  يا از وظيفه پدر و مادرى در حق من كوتاهى نموده‏اند، حق خود را به آنان بخشيدم، و آن را  برايشان نثار كردم،

عفو از سوی خداوند برای ترغیب بندگان به شکرگزاری و سپاس صورت می گیرد و خداوند با هدف ایجاد انگیزه های گرایش خلق به سوی خالق در مقام ربوبیت، به گذشت از خطا و گناهان خلق اقدام می کند و با آن که بنده مستحق مجازات و تنبیه سریع دنیوی و یا اخروی است از وی می گذرد و شخص را به گناه و خطایش نمی گیرد. این معنا را می توان از آیات ۵۱ و ۵۲ سوره بقره به دست آورد که به فلسفه و علت عفو و گذشت از سوی خداوند اشاره دارد.

اما هدف و فلسفه ای که قرآن برای گذشت و عفو مردم از یک دیگر بیان می کند، عبارت از دست یابی بندگان به تقوا و پرهیزگاری است. اگر به این فلسفه ای که قرآن برای عفو و گذشت مردم بیان می کند توجه دقیق و تأمل کامل شود به خوبی روشن می شود که یکی از کارکردهایی که انسان همواره به عنوان مومن به آن توجه دارد دست یابی به تقواست که از این راه به دست می آید؛ زیرا تقوا مهم ترین ابزار دست یابی انسان به بسیاری از کمالات انسانی و حتی دست یابی به مقام عبودیت ربوبی و ربوبیت عبودی است . ( ([11]

نقش یک مؤمن حق گرا نقش انصاف و راستی است ، می خواهد بگوید که علی رغم رعایت ها و دقت ها ، گاه اشتباه بوجود می آید ،گاهی خود محوری و گاهی فراموشی اسباب تقصیر را فراهم می نمایند .

گاهی کار از زمان خود می گذرد و عذر تقصیر هم جایگاهی ندارد ، اما همۀ اینها در نگاهی مادی و دنیوی ماست .

خداوند متعال این مسیر را مسیر معرفت و هدایت بندگان خود قرار می دهد و بازگشت و توبۀ آنها را می پذیرد ، شرط این بخشش و گذشت رضایت ذیحق است ، فرزند می داند اصراری بر انجام این قصور نبوده و اگرهم آگاهانه انجام شده نقص فهم و جهل آدمی ، زمینۀ آنرا فراهم نموده است .

پس باید از تقصیرات دیگران گذشت نمود تا مسیر بخشش خداوند فراهم شود.

بیرون رفتن از اندازه در گفتار، زیاده روی در عمل ، کوتاهی از حق پدر و مادری و ضایع شدن بعضی حقوق فرزند ، مسیری برای تذکر به خود هم می باشد که بدانیم و بیشتر از پیش از رفتارمان مواظبت کنیم .

وَ رَغِبْتُ اِلَيْكَ فى وَضْعِ تَبِعَتِهِ عَنْهُما، فَاِنّى لااَتَّهِمُهُما عَلى‏ نَفْسى،
و از تو مى‏خواهم كه وزر و وبال آن را از دوش آنان بردارى،

زيرا كه من نسبت به‏خود آنان را در كوتاهى حق متهم نمى‏كنم
وَلااَسْتَبْطِئُهُما فى بِرّى، وَ لااَكْرَهُ ما تَوَلَّياهُ مِنْ اَمْرى يا رَبِّ
و آنان را در مهربانى در حق خودم سهل‏انگار نمى‏دانم، و از آنچه درباره‏ام انجام داده‏اند ناراضى نيستم

 

 

خداوندا

اگر از بابت این قصور و ضایع شدن حق ، برای والدینم ، عقوبت و مسئولیتی است ، از تو می خواهم ، این بار سنگین را از دوش آنان برداری، زیرا من آنان را در کوتاهی حق خود متهم نمی کنم و آنان را نسبت به خود مهربان دانسته از این بابت آنها را سهل انگار نمی شناسم و از آنچه که در بارۀ من انجام داده اند ناراضی نیستم .

فهم این مسئله که انسان دربرابر قصور و کم کاری خود ، جوابگو خواهد بود ، ما را به فکر اصلاح رفتار و بهینه سازی اعمال می اندازد و تافرصت هست باید حقوق ضایع شدۀ دیگران را تأمین کرد ، حتی اگر نزدیک ترین افراد سبب ما باشند و برایشان زحمت زیادی هم متحمل شده باشیم.

یعنی خیرات و اعمال نیکوی انسان در حق افراد ، جوابگوی کاستی هایمان در برابر وی نخواهد بود ، لذا با چنین دیدی باید به عواقب رفتارهای خود بنگریم و از کیفر اعمال آنچنان بترسیم که در همین دنیا  به جبران کاستی ها  اقدام کنیم .

تن دادن به قصاص خود نوعی ترس از کیفر اعمال است که توسط مرشد و مراد مسلمانان عینیت یافته است.

هرچند مؤمن که کیفر کاستی ها و نتیجۀ گناه را می شناسد ، تا آنجا که می تواند از خق خود می گذرد تا مسیر کیفر منحرفین از راه مستقیم را کوتاه و ساده نماید ، و برای خویشتن خویش هم توشه ای داشته باشد.

عفو موجب دستیابی شخص به مقام متقین می شود همچنین موجب می شود تا شخص به چیزهای دیگری نیز برسد. از جمله آن که از محبت خاص خداوند بهره مند می شود (آل عمران آیه ۱۳۴ و مائده آیه ۱۳) و زمینه دوستی وی با خلق فراهم می آید (فصلت آیه۳۴) همچنین از گذشت الهی (نساء آیه۱۴۹) و دریافت سلام خاص خداوند (فرقان آیه ۶۳ تا ۷۵) و رحمت کریمانه وی (نور آیه ۲۲ و تغابن آیه ۱۴) نیز بهره مند می گردد.

به نظر می رسد که عفو و گذشت آثار شگرفی در حوزه دفع و رفع بلا نیز داشته باشد. این مطلب را می توان از آیات ۱۲۶ سوره نحل و نیز ۳۰ سوره شورا به دست آورد. خداوند در آیه ۴۵ سوره مائده عفو جانی را عاملی مهم برای کفاره گناهان شخص می شمارد که خود بیانگر تاثیر آن در رفع بلاست؛ زیرا بسیاری از بلاها ریشه در گناهان دارد. اگر گناهان شخص تکفیر شود بلاها نیز از او و خانواده اش دفع می شود و یا رفع می گردد.

 فَهُما اَوْجَبُ حَقّاً عَلَىَّ، وَ اَقْدَمُ اِحْساناًاِلَىَّ،
زيرا رعايت حق آنان بر من واجب‏تر، و احسانشان نسبت به من ديرينه‏تر،
وَاَعْظَمُ مِنَّةً لَدَىَّ مِنْ اَنْ اُقآصَّهُما بِعَدْلٍ، اَوْ اُجازِيَهُما عَلى‏ مِثْلٍ، اَيْنَ اِذاً
و منّتشان بر من بيشتر از آن است كه از آنان از روى عدل تقاص بكشم، يا نسبت به ايشان معامله به مثل كنم،

تقاص برگرفته از ريشه «قصّ، يقصّ» است. قصّ دلالت مي کند بر پي گرفتن اثر چيزي (راغب، 1409: 419؛ ابن فارس، 1407: 5 /11). اين مفهوم در سوره قصص به کار رفته است: (قالت لأخته قصّيه)؛ «مادر موسي به خواهرش گفت: دنبال موسي برو» (قصص/ 11).


تقاص در امور مالي و حقوقي نظير قصاص است در جراحات و نفوس؛ زيرا مقاصّه و قصاص نظير هم هستند؛ لذا همچون قصاص که قصاص کننده عين عمل جاني را نسبت به او انجام مي دهد و اثر جنايت او را دنبال مي کند، در تقاص هم تقاص کننده حقّ خود را پيگيري مي کند (طبرسي، 1376: 1 /478).

تقاص در اصطلاح يعني شخص، حقش را از ديگري بدون اطلاع يا رضاي او بگيرد. گرفتن حق بدون رضا به گرفتن همراه جهل مديون ملحق مي شود و به هر تقدير، ظاهر آن است که تقاص مشروط است به اينکه آن شخص از اداي حق، ممتنع باشد (مشکيني، 1379: 156)..[12]

وجوب رعایت حق والدین و سابقۀ احسان و لطف انان و قبول منت اعمال صالحۀ آنان فراز دیگری از دعای گرانقدر امام است که فرزند به این حق و حقوق اقرار نموده و حتی تقاص شرعی و معامله به مثل در این وادی را ممنوع دانسته است .

وقتی که فرزند خود را مدیون مراقبت ها و زحمات والدین یافته و احسان آنان را نسبت به خود درک کرده است ، دیگر جایی برای حق و حقوق خود نمی یابد که آنان از سر لطف و رحمت با او برخورد و رفتار نموده اند و همواره خیر و سعادت فرزند را بر خود مقدم داشته اند ، در چنین مسیری چنانچه فرزند بخواهد خیری نثار والدین خود نماید از باب سپاسگذاری و رعایت حق و حقوق والدین است  که فرمودۀ خداوند کریم است.

کریم در مسیر کرامت خود اگر مانع و سد راه خدمت وامری نسبت به مخدوم خود باشد و آن را به صواب نزدیک بداند که جای تقاص و مقابله به مثل ندارد و این درس مهم را بنده از رفتار بزرگوارانۀ پروردگار عالم استنباط نموده است که ابتلا و آزمایش را برای رشد و بالندگی بندگان تدارک می نماید .

يااِلهى، طُولُ شُغْلِهِما بِتَرْبِيَتى؟ وَاَيْنَ شِدَّةُ تَعَبِهِما فى حِراسَتى؟
الهى اگر چنين كنم پس روزگار مديدى كه در تربيت من سپرى كرده‏اند، و رنج‏هاى زيادى كه در نگاهدارى من تحمّل نموده‏اند،
وَ اَيْنَ اِقْتارُهُما عَلى‏اَنْفُسِهِما لِلتَّوْسِعَةِ عَلَىَّ؟!

و آن همه كه بر خود تنگ گرفتند تا زندگى مرا گشايشى باشد چه مى‏شود؟

اکنون خود دلیل این رفتار را تشریح می نماید که اگر به تقاص و معامله به مثل رفتار والدین خود اقدام نمایم پس فرصت های سپری شده در رشد و تربیت من  چه می شود ، چنانکه در پی این راهنمایی  و هدایت متحمل رنج های فراوانی هم شده اند و به جهت رفتارهای عاطفی خود آن قدر برخود تنگ گرفته که زمینۀ گشایشی برای زندگی فرزندشان فراهم آید .

فهم این ایثار و لطف والدین زمانی محقق می شود که آدمی عارف به شناخت حقوق ذیحقان خود از جمله خداوند بزرگ می شود و والدین را هم بعنوان بستری از این رأفت و عنایت  در نظر می آورد که اگر اصل این لطف و احسان مقرر نمی شد ،  مطلوبی  در مسیر وفاداری به طالب بوجود نمی آمد و این قطرۀ کوچکی از درس عارفانه ای است که از معارف الهی امام سجاد جاری می شود.

از طرفی دیگر در مسایل تربیتی ، آن گاه که فرد خود اقرار به بیان مطلبی می نماید ، به مثل آن است که به حقانیت گفتۀ خود ایمان داشته و اکنون اقرار به زبان می نماید که مسیر بعدی عمل به ارکان است .

حال اگر این خواستۀ خود را از منبعی قابل قبول دریافت داشته است و خود در حقانیت کلام بر زبان آمده ، تتبع و کاوشی  نداشته است ، مدافع مفاهیم گفته و بیانات خود خواهد بود و برای اثبات آنها ، به دنبال دلیل و مستند خواهد گشت که در این مسیر هم به فهم و تکامل خواهد رسید.

هَيْهاتَ ما يَسْتَوْ فِيانِ مِنّى حَقَّهُما،
بدون شك بعيد است‏كه بتوانند حق خودرا از من دريافت دارند،
وَلااُدْرِكُما يَجِبُ عَلَىَّ لَهُما، وَ لا اَنَا بِقاضٍ وَظيفَةَ خِدْمَتِهِما،
و من نمى‏توانم حقوقى را كه بر عهده‏ام دارند تدارك نمايم، و وظيفه خدمت آنان را بجاى آورم،

اینک خودرا توانمند در اداء حق و حقوق والدین  نمی یابد و اقرار می کند که نمی تواند حقوق برعهده گرفتۀ خویش را تدارک نموده و بجای آورد.

این همان مسیر معرفت و سپاسگذاری از صاحبان حق و حقیقت است که ارزش لطف منعم را شناخته و عمل به ادای حق دیگران را ، در مقابلِ  لطفی که دریافت داشته اند برابر نمی دانند.

پس برابر با این اعتقاد و توجه جایی برای تقاص و مقابله باقی نخواهد بود و این اقرار به ضعف انسان را  به توانمندیهای معنوی رهنمون خواهد کرد.

فَصَلِّعَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ اَعِنّى يا خَيْرَ مَنِ اسْتُعينَ بِهِ،
پس بر محمد و آلش درود فرست، و اى بهترين كسى كه از تو يارى جويند مرا يارى ده، و
وَ وَفِّقْنىيا اَهْدى‏ مَنْ رُغِبَ اِلَيْهِ، وَ لاتَجْعَلْنى فى‏اَهْلِ الْعُقُوقِ لِلْابآءِ
اى‏راهنماينده‏تركسى‏كه‏به‏او روى آورده‏مى‏شود مراتوفيق ده، ودرآن روزكه همه‏بدون‏آنكه برآنان ستم
وَالْاُمَّهاتِ يَوْمَ تُجْزى‏ كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ وَ هُمْلايُظْلَمُونَ.
رود جزا مى‏بينند مرا در زمره آنان كه عاق پدر و مادرند .

حال که مسیر منعم و نعمت ،  رحمانیت و رحمت  و سپاس و سپاسگذاری فراهم شده باید به اصل این هدایت و معرفت سلامی خاضعانه داشته باشد و از خدایش برای رحمه للعالمین ، درود بخواهد و با بیان جایگاه ایزد بزرگوار خود ، فقط از او پناه و یاری بخواهد  که توفیق رضایت والدین را از آن خود سازد .

این اقرار هم جای تامل دارد که همه در قیامت به جزای اعمال خود خواهند رسید در حالی که به هیچ یک ستمی روا نخواهد شد و این تایید دیگری بر عدالت خدایی است که افتخار بندگی او به ما ارزانی شده است .

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ،
خداوندا بر محمد و آل او و نسل او درود فرست،
وَاخْصُصْ اَبَوَىَّ بِاَفْضَلِ ما خَصَصْتَ بِهِ ابآءَ عِبادِكَ الْمُؤْمِنينَ وَ اُمَّهاتِهِمْ، يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.
و پدر و مادرم را به بهترين چيزى كه پدران و مادران بندگان باايمانت را به آن مخصوص گرداندى مخصوص گردان، اى مهربانترين مهربانان.

‌در‌ ادامه امام معصوم عليه السلام ‌به‌ فرزندان دستور داده است ‌كه‌ براى پدران ‌و‌ مادران ، بلند مرتبه ترين صلوات ‌و‌ رحمت الهى ‌را‌ ‌كه‌ ويژه ‌ى‌ اوليا ‌و‌ صالحان ‌و‌ والدين است ، طلب كنند .

حقيقت اين است ‌كه‌ پدر ‌و‌ مادر ‌از‌ چنان شأنى برخوردارند ‌كه‌ سزاوار صلوات ‌و‌ كرامت ‌بى‌ نهايت شوند .
نكته ‌ى‌ ديگر ‌آن‌ ‌كه‌ صلاح ‌و‌ رشد ‌و‌ تعالى فرزندان ، خود موجب تعالى روح ‌و‌ بلندى درجات پدران ‌و‌ مادران نزد خداوند سبحان است ‌و‌ پروردگار متعال ‌به‌ يمن درجات والاى بندگان صالح خود ، ‌به‌ فرزندان آنان اجرى عظيم كرامت ‌مى‌ فرمايد . ‌هم‌ ‌از‌ اين روى ، امام عليه السلام دستور ‌مى‌ فرمايد ‌كه‌ كرامت هاى ويژه ‌ى‌ پدران ‌و‌ مادران بندگان صالح خدا ‌را‌ براى پدران ‌و‌ مادران خود درخواست كنيم) . [13])

 

 اَللَّهُمَّ لاتُنْسِنى ذِكْرَهُما فى اَدْبارِ صَلَواتى، وَفى اِناً مِنْ انآءِ لَيْلى، وَفى كُلِّ ساعَةٍ مِنْ ساعاتِ نَهارى.
خداوندا ياد آنان را در پس نمازهايم، و در هيچ وقتى از اوقات شبم، و ساعتى از ساعات روزم از صفحه قلبم مزداى.

خدايا ! مرا ‌به‌ فراموشى ياد آنان ‌پس‌ ‌از‌ نمازهايم ‌و‌ ‌در‌ هيچ ‌آن‌ ‌و‌ لحظه ‌اى‌ ‌از‌ لحظه هاى عمرم مبتلا مفرما

خیلی‌ها می‌گویند «انسان» از ماده «اُنس» است، اما بسیاری معتقدند «انسان» از ماده «نسیان» است که همه چیز را زود فراموش می‌کند. شاید به همین دلیل باشد که لازم است دائماً خدارا یاد کرده و یا به یاد نعمتهای بسیاری که خداوند به انسان عطا نموده بود .

این یادآوری ها انسان را به حرکت به سوی کسب فضایل اخلاقی وادار می کند و ابزاری برای کسب خیر در دنیا و آخرت است .

 در قرآن کریم خداوند آیات زیادی را پیرامون یادآوری و تذکر بیان نموده است  که از جملۀ این آیات:

 « وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَىٰ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِینَ : و پند ده ؛ زیرا پند به مؤمنان سود مىدهد» ( ذاریات : 55)

 و یا سوره ابراهیم آیه 52 و ... می باشد.

فراموشکاری انسان ومأموریت شیطان در مشغول کردن انسان برای از یاد بردن یاد خدا و تذکر خداوند برای عدم فراموشکاری در ایاتی از قرآن آمده است .

 « وَ لَقَدْ عَهِدْنَا إِلَىٰ آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِیَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا (طه -  115):

یقیناً پیش از این به آدم سفارش كردیم [كه از میوه آن درخت نخورد] پس فراموش كرد و عزمى استوار براى او نیافتیم »

 معنای آیه این چنین آمده که قلب آدم برای لحظه ایی از عهدی که با خدا بسته بود سست شد . در نتیجه نهی خدا را فراموش کرد و در اثر اغوای شیطان فریب خورد و  از همین آیه مشخص می شود که یکی از ابزار نفوذ شیطان در انسان " فراموشکاری " است .

 چنانکه خداوند نیز در آیه 19 سوره مجادله به آن اشاره نموده است . پس سلاح شیطان برای وادار نمودن انسان به فراموشی از هر خیر و مصلحتی، نفوذ او از طریق نقطه ضعف انسان که انگیزه و شهوات اوست می باشد.

 همانطور که خداوند در قرآن کریم به میوه یادآوری و آفت فراموشی اشاره کرده است راه آفت زدایی را نیز بیان نموده که تنها راه درمان را یاد مستمر خدا و ذکر نعمات او و همچنین به خاطر آوردن آخرت و روز حساب می داند .([14])

در نهایت باید بدانیم تکرار ذکر خداوند باعث تثبیت این امر در رفتار انسان گشته به گونه ایی که او حتی بدون تلاش در هر لحظه از زندگی یاد خدا را با خود به همراه دارد. و یاد خدا همچون ملکه ایی بر نفس او احاطه پیدا می کند و این روش دوری از فراموشی در تمامی مسائل کاربرد دارد ، خاصه که در این دعا یاد خدا و درخواست از او به واسطۀ خیری است که مبنای وظیفه شناسی انسان در برابر والدین می باشد و فرمان پروردگار بزرگ نیز اجابت می شود .

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاغْفِرْ لى بِدُعآئى لَهُما،

خداوندا بر محمد و آلش درود فرست، و مرا به بركات دعايى كه براى آنان دارم بيامرز،

وَاغْفِرْ لَهُما بِبِرِّهِما بى مَغْفِرَةً حَتْماً،
و آن دو را به‏سبب خوبيهايى كه در حق من داشته‏اند مشمول غفران حتمى قرار ده،

وَارْضَ عَنْهُما بِشَفاعَتى لَهُما رِضىً عَزْماً، وَ بَلِّغْهُما بِالْكَرامَةِ مَواطِنَ السَّلامَةِ.
و از آنان به شفاعت من از آنان به‏طور مسلّم خشنود شو، و آنان را با كرامت به سر منزل سلامت برسان.

‌و‌ ‌بر‌ محمد ‌و‌ خاندان ‌او‌ درود فرست ‌و‌ مرا ‌به‌ سبب دعاهايم ‌در‌ ‌حق‌ ايشان بيامرز ‌و‌ آنان ‌را‌ ‌به‌ سبب نيك رفتارى ‌با‌ ‌من‌ مورد عفو قرار ‌ده‌ ‌و‌ ‌از‌ ‌من‌ اين شفاعت ‌را‌ بپذير ‌و‌ آنان ‌را‌ ‌در‌ بهترين محل كرامت ‌و‌ آسايش قرار ‌ده‌ .

‌در‌ اين ‌جا‌ امام عليه السلام راه كار جبران كرامت هاى وصف ناپذير پدران ‌و‌ مادران ‌را‌ ‌مى‌ آموزد ، البته اين نكته روشن است ‌كه‌ گذشته ‌از‌ لزوم اداى احترام ‌و‌ مهرورزى ‌به‌ والدين ‌در‌ زمان حيات ، شايسته است فرزندان ‌پس‌ ‌از‌ وفات آنان ، ‌به‌ روح آنان خيراتى نثار كنند ‌و‌ براى ايشان ‌از‌ حضرت احديت طلب مغفرت ‌و‌ رحمت كنند ، اما ‌از‌ اينها ‌كه‌ بگذريم ، امام سجاد عليه السلام ‌در‌ اين دعا روش بديعى ‌را‌ ‌به‌ ‌ما‌ ‌مى‌ آموزند ؛ حضرت ‌مى‌ فرمايد : «و اغفر لى بدعائى لهما ، ‌و‌ اغفر لهما ببرهما بى مغفره حتماً.»

يعنى خدايا ! مرا بيامرز چون آنان ‌را‌ دعا كرده ‌ام‌ ‌و‌ آنان ‌را‌ بيامرز ‌به‌ سبب نيكويى ‌كه‌ ‌در‌ ‌حق‌ ‌من‌ روا داشته اند .
‌در‌ اين دستور مختصر ، نكات نغزى نهفته است :

الف) دعا براى پدر ‌و‌ مادر عبادت است ‌و‌ موجب مغفرت خود شخص دعا كننده ‌مى‌ شود.

ب) نيكى پدر ‌و‌ مادر ‌به‌ فرزند موجب مغفرت آنان است .

ج) يادكرد فرزندان ‌از‌ نيكى پدر ‌و‌ مادر ‌و‌ توجه ‌به‌ خدمات آنان ضرورى است .

د) يادآورى فرزند ‌از‌ حقوق فوق العاده ‌ى‌ پدر ‌و‌ مادر الزامى است .

‌در‌ ادامه ، حضرت سجاد عليه السلام ‌مى‌ فرمايد : «خدايا ! ‌به‌ سبب شفاعت ‌و‌ دعاى ‌من‌ رضايت خود ‌را‌ شامل حال آنها بگردان.» ‌از‌ اين فرموده ‌ى‌ امام عليه السلام معلوم ‌مى‌ شود دعا ‌و‌ درخواست فرزند ‌و‌ شفاعت ‌او‌ براى مغفرت پدر ‌و‌ مادر مؤثر است ‌و‌ ‌چه‌ بسا آنان ‌را‌ ‌از‌ گرفتارى هاى برزخ نجات دهد ‌و‌ اين خود تشويق بلكه الزام است ‌كه‌ فرزندان يادآور والدين باشند . ([15])


اَللَّهُمَّ وَ اِنْ سَبَقَتْ مَغْفِرَتُكَ لَهُما فَشَفِّعْهُما فِىَّ،
خداوندا اگر پدر و مادرم را پيش از من آمرزيده‏اى پس ايشان را شفيع من قرار ده،
وَاِنْ سَبَقَتْ مَغْفِرَتُكَ لى فَشَفِّعْنى فيهِما، حَتّى نَجْتَمِعَ بِرَاْفَتِكَ فى دارِ كَرامَتِكَ،
و اگر مرا پيش از آنان مورد آمرزش قرار داده‏اى پس مرا شفيع ايشان كن، تا در پرتو مهربانيت در سراى كرامت،  
وَ مَحَلِّ مَغْفِرَتِكَ وَ رَحْمَتِكَ،اِنَّكَ ذُوالْفَضْلِ الْعَظيمِ، وَالْمَنِّ الْقَديمِ
و جايگاه مغفرت و رحمتت گرد آئيم، زيرا كه تو صاحب فضلزرگ و نعمت قديمى،

، وَ اَنْتَ اَرْحَمُ الرَّاحِمينَ.

و تو مهربانترين مهربانانى.

خدايا ! اگر پدر ‌و‌ مادرم مورد مغفرت ‌تو‌ هستند ، شفاعت آنها ‌را‌ ‌در‌ ‌حق‌ ‌من‌ بپذير ‌و‌ اگر مرا بخشيده ‌اى‌ ، شفاعت مرا درباره ‌ى‌ آنان پذيرا باش ، ‌تا‌ همه ‌با‌ ‌هم‌ ‌در‌ سايه ‌ى‌ كرامت ‌و‌ مغفرت ‌تو‌ گردهم آييم ، ‌كه‌ فضل ‌تو‌ عظيم ‌و‌ احسان ‌تو‌ ديرينه ‌و‌ قديم است ‌و‌ مهربان ترين مهرورزانى .

 

‌آن‌ گاه امام عليه السلام عرض ‌مى‌ كند : «خدايا ! اگر مغفرت ‌تو‌ موجب نجات ‌من‌ شود ، شفاعت مرا بپذير ‌و‌ اگر مغفرت ‌تو‌ باعث نجات والدين ‌من‌ است ، شفاعت آنان ‌را‌ درباره ‌ى‌ ‌من‌ پذيرا باش» ، ‌دو‌ نكته ‌در‌ اين مورد شايسته ‌ى‌ يادآورى است :

الف) فقط مغفرت خدا موجب ورود ‌به‌ بهشت ‌و‌ نجات است ‌و‌ هيچ چيز ‌از‌ هيچ ‌كس‌ نجات بخش نخواهد بود .

ب) تنها شفاعت مؤمنان پذيرفتنى است ‌و‌ خداوند متعال شفاعت آبرومندان ‌را‌ خواهد پذيرفت ‌و‌ اين حقيقت ، اميدى براى مؤمنان است ‌كه‌ آنان اهل نجات ‌و‌ شافع اند ؛ ‌از‌ اين ‌رو‌ ، ‌مى‌ توان شفاعت ‌را‌ تعميم داد ‌و‌ ‌بر‌ اين اساس ، عالمان ‌و‌ مؤمنان ‌و‌ اهل نجات ‌پس‌ ‌از‌ معصومين عليهم السلام ‌از‌ زمره ‌ى‌ شفاعت كنندگان هستند.

اميد ‌آن‌ ‌كه‌ خداوند متعال شفاعت پاكان ‌را‌ نصيب ‌ما‌ نيز بفرمايد. ‌ان‌ شاء الله.



غَفَرَ اللهُ لَنَا وَ لَکُم وَالسَّلامُ عَلِیکُمْ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُه



[1]-   معرفی صحیفه سجادیه -  جواد محدثی سایت تبیان ( با اندکی تغییر و تصرف(

http://tebyan.net/newindex.aspx?pid=44453)

[2] - در اين نگاه عدل و فضل دو مفهوم مترادف نيستند و معاني متفاوتي دارند هرچند از حيث مصداقي در بسياري از موارد مشتركند، اما رفتارهاي از روي فضل رفتارهايي است كه علاوه بر رعايت عدالت و پرهيز از بي عدالتي، قاضي از حق خود گذشته و بيش از استحقاق به طرف مقابل خود مي بخشد .

[3] - به عبارت روشن تر خداوند در ذات خود عادل است و داراي قدرت و علم و هر نوع كمال ذاتي است، اما وقت اين كمالات در عمل و در حق بندگان اعمال مي شود صفات فعلي چون رزاق و وهاب و فياض متجلي و منشعب مي گردد كه مي تواند در مورد مخلوقات مختلف، متفاوت باشد ؛ مثلا فيض خداوند بر بنده اي بيش از بنده اي ديگر جاري گردد.

[4] - معناي خاص الهام ويژه اوليا و اوصيا است که گاهي با واسطه و گاهي بدون واسطه مي باشد. الهام با واسطه توسط صدايي که از شخص خارج مي گردد و آنگاه شنيده و معناي مقصوداز آن فهميده مي شود، صورت مي پذيرد. اين حالت، مانند رؤيا، در حالات اوليه انبياء رخ مي دهد و اهل حق آن را وحي خفي به شمار مي آورند. اما الهام بدون واسطه عبارت است از القاي معاني و حقايق در قلوب اولياء از عالم غيب که ممکن است به صورت دفعي و ناگهاني باشد و ممکن است به تدريج صورت پذيرد.

معناي عام الهام نيز گاهي با سبب و گاهي بدون سبب و نيز گاهي حقيقي و گاهي غير حقيقي است. الهام حقيقي با سبب از راه تزکيه و تصفيه نفس به دست مي آيد. الهام غيرحقيقي و بدون سبب، براي افرادي که استعداد خاصي دارند، به مقتضاي ويژگي هاي خاص نژادي و جغرافيايي حاصل مي شود مانند براهمه، کشيشان و راهبان

(نگا: سيد حيدر آملي، جامع الاسرار و منبع الانوار، ص 454 455).

[5] - ( هوای نفس، وابستگی به دنیا ،  وسوسه های شیطانی در قلب  ، ترس و ...)

[6] -  دکتر محمد معین، فرهنگ فارسى، ج 1، ص 546.

[7]  - إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ سوره : والعصر آیه : 2

[8] -و سئل عن الایمان ، فقال : الایمان معرفه با لقلب ، و اقرار با للسان ، و عمل با لارکان . ح /227

شناخت قلبی. یعنی از صمیم قلب و از ته دل ، به انجام رفتاری یقین کند آنگاه  به زبان اعتراف کند، یعنی اعتقادات الهی و اسلامی خود را بر زبان آورد، که خود تایید و قبول یک رفتار و باعث تثبیت آن است و پس از آن وظایف خود را با اعضاء بدنش انجام دهد،  تمام وظائفی را که خداوند برای او تعیین فرموده است ، بطور صحیح و کامل به انجام رساند.

[9] -  سوره  ( لقمان )، آیه 14

[10]  - (بحارالانوار ج 71 ص 77)

[11] - http://www.samamos.com/?p=1324   ارسال شده توسط: خلیل منصوری

[12] -  برگرفته از سایت  http://rasekhoon.net/article/show/170574/%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%B5/    

[13] - دعا براى پدر ‌و‌ مادر  ، شرح صحیفه سجادیه ـ آیت الله ممدوحی کرمانشاهی

[14] - رهپویان قرآن : http://rqoran.mihanblog.com/post/578

[15] - دعا براى پدر ‌و‌ مادر  ، شرح صحیفه سجادیه ـ آیت الله ممدوحی کرمانشاهی

 

نظرات  

0 # نفس 1395-12-08 18:06
دوست دارم خدا
پاسخ | پاسخ با نقل قول کردن | نقل قول

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

آمار بازدیدکنندگان سایت

امروز
دیروز
ماه گذشته
بازدید کل
106
666
19710
2413097

آی پی شما 54.226.209.201
امروز: پنج شنبه، 24 آبان 1397